مرتضى راوندى
417
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
عوض مهريه از شوهرشان ريختن خون پليد و خائنى را بخواهند . » « 1 » همين عقايد شورشى و افراطى است كه يك سال و چند ماه بعد به صورت اديبانهترى در قطعه « ايدهآل » به رشتهء نظم درآمده و شاعر عقيده و ايدهآل اساسى خود را ، كه پيكار عملى براى اصلاح جامعه و بهبود حال مردم زحمتكش باشد ، به خوبى در آن پرورانده است . اين منظومه در زمانى پديد آمد ، كه افكار سياسى به نفع جمهورى و نامزد رياست آن دور مىزد . در اواسط سال ( 1342 ه . ق ) دبير اعظم ، رئيس كابينهء وزارت جنگ كه از نويسندگان و دانشمندان ايران بود ، از مردم خواست كه هركس ايدهآل خود را بنويسد و در جريدهء شفق سرخ كه معتبرترين روزنامههاى آن عهد بود ، چاپ كند . بعضيها حدس زدند كه نظر دبير اعظم اين بوده كه غالب نويسندگان آرزو و ايدهآل خودشان را براى ايجاد حكومت زور و قدرت بيان نمايند . كشور در حال آشوب و افكار براى قبول ديكتاتورى آماده بود . مقالاتى هم به همين مضمون در روزنامهء شفق سرخ ديده شد . عشقى ساكت بود و هنگامى كه به او مراجعه شد ، سه تابلوى ايدهآل را ، كه مفاد آن با منظور اقتراح كننده مخالف بود ، سرود و اين منظومه در شمارههاى سال سوم شفق سرخ درج گرديد . عشقى به اين اثر خود مىبالد و آن را « ديباچهء انقلاب ادبيات ايران » مىنامد : « من گمان مىكنم كه آنچه معاصرين براى انقلاب شعرى زبان فارسى كوشش كردهاند ، تاكنون نتيجهء مطلوبى به دست نيامده است و نيز خيال مىكنم كه در تابلوى اول و دوم اين منظومه ، سراينده موفق به ايجاد يك طرز نو و مرغوبى در اشعار زبان فارسى شده است . چه كه . . . طرز فكر كردن و به كار انداختن قريحه در پروردن افكار شاعرانه ، با طرز فكر كردن ساير شعراى متقدم و يا معاصر زبان فارسى تفاوت كلى دارد و در عينحال هر فارسى زبانى . . . اين طرز انشاء نظمى را مىپسندد . در صورتى كه ساير معاصرين ( كه يكى از آنها حاج ميرزا يحيى دولتآبادى است ) هر وقت به ايجاد يك طرز نوى در سرودن اشعار فارسى مبادرت نمودند ، كسى را پسند نيفتاد ! . . . « اين سه تابلوى ايدهآل بهترين نمونهء انقلاب شعرى اين عصر است و . . . اگر اين تابلوها اثر قريحهء ديگرى بود ، بيش از اينها در حق آن تعريف مىكردم . چه كه تاكنون نظير اين منظومه در زبان فارسى تهيه نشده است . »
--> ( 1 ) . شفق سرخ ، سال يكم ، شمارهء 35 .