مرتضى راوندى
40
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
از تشيّع ، روشى را در ايران ايجاد كردند كه بعدا به وسيلهء مير قوام الدين مرعشى در مازندران و مدتها بعد بدست طرفداران شيخ صفى الدّين اردبيلى در آذربايجان به ايجاد دولتهايى از متصوفّه شيعى مذهب منجر گرديد . علاوهبر اين ، سربداران تنها دستهاى از مدّعيان حكومتند كه بعد از حملهء مغول ، از ميان عامهء مردم به عنوان احقاق حق و رفع ظلم و مبارزه با اهل فساد و عدوان قيام كردند ، اگرچه در كار خود توفيق شايانى نيافتند . نظرى به مقاومت تاريخى سربداران و اقدامات عملى آنان در راه استقرار عدالت اجتماعى پس از حملهء خونبار مغولان و تركان كه محصول بىسياستى و طمعورزى محمد خوارزمشاه و خليفهء بغداد بود ، مردم ايرانزمين ، براى رهائى و نجات ميهن خود ، هيچگاه از تلاش و مبارزه باز نايستادند . « مقاومت مردم شكلهاى گوناگون داشت ، در آغاز امر به صورت حماسهء جلال الدين كه مورد تأييد و حمايت مردم بود تجلى كرد و بعد به صورت قيامهاى محلى مانند خروج تارابى در بخارا ، يا حتى اقدامات مدبّرانه اتابكان و بزرگان فارس ، و گذشت ناگزير آنان در برابر متجاوز وحشى و نيرومند ، و يا گرويدن به مذهب تشيع در برابر مذهب تسنن ( كه مورد نظر مغولان بود ) ظاهر گشت . باز پسين ضربه را خروج سربداران خراسان بر كاخ فرمانروايى و غارتگرى ايلخانان مغول وارد آورد و يحيى كرابى ، سرور سربدار ، بساط خودكامى طغاى تيمور را در خراسان سرنگون ساخت . » « 1 » خروج سربداران در قرن هشتم هجرى از لحاظ وسعت ، بزرگترين ، و از نظر تاريخى مهمترين نهضت آزاديبخش خاورميانه بود ، بين اين نهضتها و جنبشهاى مردم خاور نزديك و ميانه در قرن نهم هجرى خويشاوندى نزديكى وجود دارد ، كه پژوهندگان يا به كلى اين نهضتها را مطالعه نكرده ، يا چنان كه بايد بررسى ننمودهاند . در جنبشهاى قرن هشتم هجرى ، بينوايان شهرى و پيشهوران نيز شركت جسته بودند . اين قشرهاى ژرفاى اجتماع كه در منابع و كتب آن عصر رنود و اوباش ناميده شدهاند ، در بسيارى موارد ، زمام نهضتهاى سدهء چهاردهم ميلادى ( هشتم هجرى ) را به دست داشتهاند . بردگان فرارى نيز در اين نهضتها شركت مىكردند . در نخستين مرحلهء نهضتهاى آزاديبخش قرن هشتم هجرى ، عامهء مردم به همراهى
--> ( 1 ) . نهضت سربداران در خراسان از پطروشفسكى ترجمه كريم كشاورز « مقدمه »