مرتضى راوندى

41

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

مالكين فئودال ايرانى و تاجيك وارد ميدان مبارزه مىشدند . سبب شركت مالكين ياد شده اين بود كه آنان نيز از خودكامى و دزدى و غارت و تجاوز اعيان صحرانشين و لشكرى مغول و ترك به ستوه آمده بودند . . . هدف مشتركى كه اين عناصر متشتت و ناجور را متحد مىساخت ، همانا سرنگون ساختن يوغ مغولان و برانداختن سلطهء جهانگشايان نورسيده يا اعيان صحرانشين و لشكرى مغول و ترك و لغو ياساى چنگيزى و تمام نظامات دولتى مغولان بود . بديهى است كه بغض و نفرت قيام‌كنندگان ، تنها متوجه مغولان و تركان نبود ، بلكه عليه سران و بزرگان تخته قاپوى ايرانى يا مالكان و مستوفيان و روحانيان سنى و غيره ، كه از ديرباز به خدمت فاتحان كمر بسته كاملا با آنان جوش خورده به نظامات مغولان گردن نهاده و خوگرفته بودند ، نيز كينه مىورزيدند . جاى شگفتى نيست كه همه‌جا نهضتهاى آزاديبخش كامياب گشتند . . . در مرحلهء دوم ، در درون نهضتهاى مزبور ، ميان فئودالهاى كوچك كه فقط براى بركنارى اعيان صحرانشين مغول و ترك و متحدين ايشان مىكوشيدند از يكسو ، و روستاييان و بينوايان شهرى و پيشه‌وران كه خواهان رهايى از تمام مظاهر ستمكارى فئودالها بودند از ديگر سو ، مبارزه آغاز مىگرديد . در دولتهاى نوع سربداران ، حكومت يا در دست فئودالهاى كوچك بود و يا بر سر آن ، بين ايشان و پيشه‌وران و بينوايان شهرى و روستاييان منازعه درمىگرفت و قدرت دست‌به‌دست مىگشت . در عين‌حال ، حتى موقعى كه قدرت در دست فئودالهاى كوچك بود نيز ايشان فقط به اتكاء مردم مىتوانستند برپا باشند و قادر نبودند بدون كمكهاى جدى به عامهء مردم ( از قبيل تقليل كلى مالياتها ، ساده كردن دستگاه دولت ، برقرارى ظواهر مساوات در لباس و روش زندگى رئيس و مرئوس ) زمام امور را در دست داشته باشند . در دولتهاى نوع سربدار ، نيروى نظامى از دستجات جنگى اميران و مالكان و نوكران ايشان مركب نبود ، بلكه از خرده‌مالكين و روستاييان آزاد تشكيل مىگشت ؛ سازمان دولتى كما كان سلطنتى بود ، روستاييان هيچ شكل ديگرى را براى ادارهء امور دولت در مخيلهء خويش مصور نمىساختند . . . عليه مالكين بد طينت مبارزه مىكردند ولى حاضر بودند سلطان نيك خصلت را بپذيرند و شريعت اسلامى را قطب مخالف ياساى چنگيزى مىدانستند . ولى دربار سلطنت ، در دولتهاى نوع سربدار ، از زرق و برق و جلال و شكوه خويش محروم گشته و ناگزير بود كسوت فروتنى اخوان المسلمين را به تن راست كند و با آن در