مرتضى راوندى
353
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
ترجمه كرد و ابراهيم نشاط پل و ويرژينى تأليف « برناردن دوسن پير » را به فارسى برگردانيد ( 1324 ) و عليقلى خان سردار اسعد آن را به چاپ رسانيد . » رماننويسان ايرانى : « رمانهاى ايرانى را كه پس از جنگ جهانى اول پديد آمدند ، به دو دسته تقسيم مىكنيم : 1 - رمانهاى آموزشى و تاريخى ، 2 - رمانهاى اجتماعى . آثار « طالبوف » بيشتر جنبهء آموزشى داشت و نويسنده كوشيده است نسل جوان را با فرهنگ و تمدن غرب آشنا كند ، در حالى كه رمانهاى تاريخى بيشتر ، گذشته ملّتها و اخلاق و عادات آنان را توصيف مىكند ، ادبيّات ايران متأسفانه از جهت تأليف رمانهاى تاريخى بسيار فقير است . با اينحال ، محمد باقر ميرزا خسروى از دودمان فتحعليشاه قاجار در اين راه سعى و تلاش فراوان كرده و رمان تاريخى ، شمس و طغرا را در سه جلد منتشر كرده است ، موضوع كتاب كه در سالهاى پر هيجان انقلاب مشروطيّت تأليف شده ، طرح وقايع تاريخى ايران در عصر مغول و زمان پادشاهى آبش خاتون آخرين اتابك از سلسله سلغريان است . تحليلى از داستان شمس و طغرا : نويسنده مىكوشد كه يك رمان نوين ايرانى براساس ادبيات غرب طرحريزى كند و براى اينكه داستان هم سرگرمكننده و هم آموزنده باشد ، از انواع و اقسام رمانهاى پر ماجرا و اجتماعى و احساساتى و سفرنامههاى جغرافيايى استفاده مىكند . در سراسر رمان ، صحنههاى پر هيجانى مانند آتشسوزى و نجات يافتن دو زن به دست قهرمان داستان ، رهايى از چنگ اشرار ، كشف گنجينهيى در زيرزمين قصر ، زد و خورد با راهزنان ، ربوده شدن زندانى به دست اشخاص مسلح . . . طوفان ، زمين لرزه و صحنههاى هيجانانگيز ديگر از نظر خوانندگان مىگذرد . همچنين نويسنده در فرصتى كه سير طبيعى داستان اجازه مىدهد ، شرح بسيار مفيد و جالبى از تاريخ و جغرافياى هريك از شهرهاى ايران و يا كشورهاى ديگر شرق ، به دست مىدهد . خواننده به همراه قهرمانان داستان با شيخ سعدى ديدار مىكند ، و بقعهء شاهچراغ ، باغ تخت ، قصر ابو نصر . . . شهر استخر ، پايتخت قديم هخامنشى و خرابههاى تخت جمشيد را بازديد مىكند و در خارج از كشور ، شهر دمشق و بسيارى از بدايع تاريخى را مشاهده و دربارهء آنها اطلاعاتى كسب مىكند . همچنين تصويرهاى زندهيى از اخلاق و عادات و البسه ايرانيان و مهاجمين مغول و