مرتضى راوندى

352

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

سپس نظامى به اين كار همّت گماشته و از فضل تقّدم استاد ياد كرده و گفته است كه چون « بسى گفتنيها ناگفته » مانده بود ، براى تكميل شاهكار استاد توس او نيز بخشى از عمر گرانمايه را در اين راه صرف كرده است : سخنگوى پيشينه داناى توس * كه آراست روى سخن چون عروس در آن نامه كان گوهر سفته راند * بسى گفتنيها كه ، ناگفته ماند نگفت آنچه رغبت پذيرش نبود * همان گفت كز وى گزيرش نبود نظامى كه در رشته گوهر كشيد * قلم ديده‌ها را قلم در كشيد « گذشته از داستانهاى منظوم ، در ادبيات فارسى قصه‌ها و حكايتهاى منثورى نيز وجود دارد : مانند : اسكندرنامه و بختيارنامه و نه منظر و ابو مسلم‌نامه و دارابنامه و سمك عيّار و بعدها در عهد صفوى تحرير جديد از اسكندرنامه و طوطىنامه و رزمنامه و همچنين داستان رامايان و مهابهاراتا ، حماسه‌هاى معروف هندى و قصهء چهار درويش و نوش آفرين‌نامه و داستانهاى بسيار ديگر كه بعضى از آنها مخصوصا اسكندرنامهء قديم و طوطىنامه ، ترجمهء ضياء الدين نخشبى و رامايان ترجمهء نقيب خان و عبد القادر بداونى از سانسكريت با دقت و مهارت زياد انجام گرفته و داراى نثر شيرين و ساده و روانى است . » « 1 » رمان‌نويسى در ايران در ايران رمان‌نويسى به مفهوم جديد اروپايى آن بعد از مشروطيّت آغاز گرديد ، به اين ترتيب كه « ابتدا رمانها به زبانهاى فرانسه و انگليسى و ندرتا روسى و آلمانى يا عربى و تركى به ايران مىآمد و كسانى كه به اين زبانها آشنا بودند ، آنها را مىخواندند و استفاده مىكردند ، سپس رمانهايى از فرانسه و بعد انگليسى و عربى و تركى استانبولى به فارسى ترجمه شده ، از جمله على خان ناظم العلوم ، تلماك « 2 » اثر « فنلون » « 3 » را از فرانسه ترجمه و در سال ( 1304 ه . ق ) چاپ ، و بعد شاهزاده محمد طاهر ميرزا اسكندرى تأليفات فرانسوى دلنشينى مانند كنت دومونت كريستو ( تبريز 1309 ه . ق ) و سه تفنگدار در سه جلد ( تهران 1316 ه . ق ) و لويى چهاردهم ( تبريز 1322 ه . ق ) از « الكساندر دوما » و نيز رمان له ميستر دوپارى ( اسرار پاريس ) را از « اژن سو » ( تهران 1325 ) به فارسى روان

--> ( 1 ) . از صبا تا نيما ، پيشى ، ص 237 . ( 2 ) . Les Aventures de Telemaque ( 3 ) . F . Fenelon