مرتضى راوندى

332

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

اكثريت نيستند و از درد دل مردم و نيازمنديهاى خلق به كلّى بىخبرند . « مىبيند در انتخابات وكلاى خوب ، جز به عظم بطن ( شكم گنده ) ، كلفتى گردن ، بزرگى عمامه ، بلندى ريش و زيادى اسب و كالسكه دقت نكرده‌اند . . . » « 1 » در حقيقت دهخدا ، از فقدان رشد اجتماعى و بيخبرى مردم ، و عدم مداخلهء آگاهانهء آنان در امور سياسى و اجتماعى رنج مىبرد . طبيعى است ، در جامعه‌يى كه اكثريت قريب به اتفاق مردم از نعمت خواندن و نوشتن محرومند و از حقوق و آزاديهاى فردى و اجتماعى خود بيخبرند ، و در مكتب احزاب و اجتماعات تربيت سياسى نشده و به بحث و انتقاد در مسائل اجتماعى و اقتصادى خو نگرفته‌اند و از معنى و مفهوم كلمهء « دموكراسى » يعنى حكومت مردم بر مردم براى تأمين سعادت اكثريت ، اطلاع كافى ندارند ، نتيجهء انتخابات جز اين نخواهد بود . در شمارهء چهارم مورخ هشتم جمادى الاول ( 1328 ه . ق ) به متظاهرين و دشمنان اسلام و روحانى نمايانى كه مىخواهند چند صباحى بر توده‌يى جاهل حكومت و فرمانروايى داشته باشند چنين مىگويد : ظهور جديد : « اگر به يك مسلمان ايرانى بگويند : مؤمن آب دماغت را بگير ، مقدس چرك گوشت را پاك كن ، دشمن معاويه ساق جورابت را بالا بكش ، كار به اين اختصار ، براى اين بيچاره ، مشقت و مصيبت بزرگى است ! . . . عجب است ، با اينكه امروز مزاياى دين حنيف اسلام بر همهء دنيا مثل آفتاب روشن شده ، با اينكه آن همه آيات محكم و اخبار ظاهره در امر خاتميت و انقطاع وحى بعد از حضرت رسالت پناهى وارد گرديده ، با اينكه اعتقاد به تمام اين مراتب از ضروريات دين ماست ، باز تمام اين پيغمبران دروغى ، امامان جعلى و نواب كاذبه همهء دنيا را مىگذارند و در همين قطعه خاك كوچك ، كه مركز دين مبين اسلام است ، نزول اجلال مىفرمايند . يك نقطهء اولى ، يك جمال قدم ، يك صبح ازل ، يك من يظهره اللّه و يك ركن رابع « 2 » در هيچ‌يك از كوهستانهاى فرنگستان و در هيچيك از دهات آمريكا به امر قانون و به حكم عموميت معارف ، قدرت ابراز يكى از اين لاطايلات را ندارد اما ماشاء اللّه در خاك پر بركت ايران اين گونه دعاوى به زودى پيش مىرود و هم معركه گرم مىشود ! علّت چيست ؟

--> ( 1 ) . يحيى آريان‌پور ، از صبا تا نيما ، جلد دوم ( 1357 ) ، ص 80 . ( 2 ) . نقطهء اولى ، جمال قدم ، صبح ازل ، من يظهره اللّه اصطلاح بابيه و بهائيه و ازليه است ، و ركن رابع اصطلاح شيخيه كه بعد از خدا و پيغمبر و امام به ركن قايلند كه واسطهء امام و خلق است .