مرتضى راوندى
333
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
علّت تحريك خيال مدعيان هرچه باشد ، علّت قبول عامه و پذيرايى خلق ايران دو امر بيشتر نيست : يكى جهل ، ديگرى عادت به تعبّد . در مدت هزار و سيصد سال ، با آن همه آيات بيّنات ، با آن همه اوامر صريحه و با آيهء وافى هدايهء و الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا « 1 » . . . الخ چنان ما را به تعبّد و قبول كوركورانهء اصول و فروع مذهب خودمان مجبور كردند و چنان راه غور و تأمل و توسعهء افكار را به روى ما سدّ نمودند كه امروز در تمام وسعت عالم اسلامى ايران يك طلبه ، يك عالم و يك فقيه نيست كه بتواند اقلا يك ساعت بدون برداشتن چماق تكفير ، كه آخرين وسيلهء غلبه بر خصم است ، با يك كشيش عيسوى ، با يك خاخام يهودى و با يك حشيشى مدعى قطبيت ، اقلا يك ساعت منظم و موافق اصول منطق صحبت كند . اطفال ما از تمام اصول متقنهء اسلامى ، فقط به حفظ يك شعر مغلق ( نه مركب بود و نه جسم و نه جوهز نه عرض ، الخ ) اكتفا نمىكنند كه در سن هشتاد سالگى هنوز از عهدهء كشف اغلاق همين يك شعر برنمىآيند . طلاب و علماى ما به خواندن يك شرح باب حادى عشر « 2 » ، كه وحدانيت را به سورهء توحيد ثابت مىكند ، قناعت مىنمايند و اگر خداى نكرده يك نفر هم از تحقيقات ابو حنيفه دست كشيده و بر خلاف معنى مجهولى كه به حديث شريف « الحكمة ضالّة مؤمن » مىبندند ، به خواندن حكمت و كلام جسارت نمايد ، آن وقت بيچاره تازه در يك منجلاب وهم و ورطهء خرافات مىافتد كه جز اعانت و عطوفت الهى براى رهايى او چارهء ديگر نيست . . . . ملت ما به قدرى از اسلامپرستى و غيرت ديانتى همين آقايان ، امروز از معنى و حقيقت اسلام دور مانده است كه كمال بيغيرتى و نهايت بيعرضگى است اگر يهوديها در فكر رواج مذهب خود نيفتند . » « 3 » « . . . براى اثبات همهء اين مراتب ، دليلى واضحتر از اين مكتوب نيست كه از رشت رسيده و هر مسلمان صاحب غيرت را دچار حيرت مىكند : سيد جلال وكيل معروف به شهرآشوب ، كه چندى قبل در رشت به واسطهء ارتكاب خلافى در حبس حكومت بود ، زن و اطفالش با قرآن به انجمن ملّى رشت آمده و خلاصى او را خواستگار شدند . وكلاى انجمن براى ترحم به اطفال صغير او ، محبوس را از حكومت خواسته و پس از اثبات
--> ( 1 ) . از سورهء عنكبوت آيهء 69 اصل آيه اين است : وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ . ( 2 ) . شرح باب حادى عشر ، متن از علامهء حلى در اعتقادات ، و شرح از فاضل مقداد . ( 3 ) . از صبا تا نيما ، پيشين از ص 81 به بعد .