مرتضى راوندى
329
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
و رادعى نديد : سنتى آفريده شد و روحيهيى نضج گرفت و در اين راه شخصيت يك مدير محكم و مورد احترام نيز مددكار بود . ظاهرا اكنون استقلال روزنامههايى چون تايمز و لوموند خوب قوام يافته است ؛ زيرا نوع خوانندگان ، اين روزنامهها را از نظر تبليغاتى در وضع ويژهيى قرار مىدهد . براى روزنامههاى ديگر تيراژ بسيار زيادى لازم است تا مؤسسه ، سودآور باشد : از اينجا تمركز بيش از پيش شديدى سرچشمه مىگيرد . برعكس اين « روزنامههاى خواص » مىتوانند در قياس با تيراژ معمولى خود ، به سبب نوع مشتريان خود نرخ آگهى خود را تحميل كنند : چيزى كه به حساب مىآيد اين است كه همه سرشناسان ملت ، در انگلستان تايمز و در فرانسه لوموند مىخوانند . بعضى از آگهيها مىبايست حتما اين دسته از افراد را تحت تأثير قرار دهد : پس نمىتوانند از روزنامههاى خواص چشم بپوشند . اما استقلال اين روزنامهها به روزنامههاى عوام تعميم نمىيابد ، پس آزادى مطبوعات محدود به چند روزنامه است ؟ مىتوان چنين انديشيد كه بالا رفتن عمومى سطح فرهنگ در كشورهاى پيشرفته ، كمكم اختلاف ميان نظام خبرى خواص را از ميان برمىدارد و اين نظام اخير هم به تدريج با الگوى نظام اول تنظيم خواهد يافت . مىتوان اين تحول را از طريق ايجاد مراكز ديگر مقاومت سرعت بخشيد . احداث راديو يا تلويزيون به شكل بنگاه دولتى خودمختار در برابر دولت كه به وسيلهء يك شوراى ادارى متشكل از نمايندگان روزنامهنويسان ، نمايندگان روزنامهخوانان و شخصيتهاى مستقل رهبرى مىشوند ، ظاهرا در اين باب بسيار مؤثر است . بىبىسى « 1 » ( B . B . C ) در سرزمين انگليس از روى اين الگو به وجود آمده است كه هم استقلال آن و هم سطح فرهنگى آن تحسينآميز است . « 2 » مدتهاست كه از قبول اساسنامه مشابهى براى راديو و تلويزيون فرانسه سخن مىرود ؛ به اين منظور چند طرح دقيق تهيه شده است ، ولى تاكنون نه حكومتها به اجراى آن تن دردادهاند و نه نمايندگان مجلس . برخى از خود مىپرسند كه آيا اين تنها راه براى ايجاد يك نظام خبرى واقعا آزاد حتى در قلمرو مطبوعات نيست ؟ شايد روزى اساسنامهء 1944 فرانسه چون پيشاهنگ اين جريان به شمار آيد . » « 2 »
--> ( 1 ) . British Broadcasting Corporation ( 2 ) . اصول علم سياست ، پيشين ص 197 .