مرتضى راوندى
31
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
معمولا هدف مصنّف اين است كه اثرى بيداركننده ، مهيّج ، اعتلابخش و دگرگونكننده پديد آورد و خواننده را از نظر ادبى ، اخلاقى ، اجتماعى و سياسى گامى به جلو براند و وظيفهء منتقد آن است كه با دقّت و موشكافى و مطالعهء عميق اثر دريابد ، كه اداى اين مقصود به بهترين صورتى ممكن گرديده ، يا مؤلف و مصنّف در اين راه توفيق كامل حاصل نكرده است ، نقاط ضعف او چيست و با اتخاذ چه تدابيرى مىتوانست در اين راه توفيق كامل حاصل نمايد ؟ » مفهوم و منظور از انتقاد ادبى در قرون جديد انتقاد ادبى : انتقاد ادبى عبارتست از فن تحقيق و تتبّع در تاليفات ادبى ، به منظور تعيين و تشخيص محاسن و معايب آن . « گوته » و « بودلر » معتقدند كه « انتقاد » كوشش مىكند ، روشن نمايد كه چه علل و عوامل اجتماعى موجبات پيدايش يك اثر ادبى را فراهم كرده است . هرگاه انتقاد مربوط به آثار نويسندگان معاصر باشد ، براى خود نويسنده نيز ، بسيار سودمند است ، زيرا به تجربه ثابت شده است كه مؤلف و پديدآورندهء يك اثر ، نمىتواند كاملا بيطرفانه دربارهء تأليف خود داورى و قضاوت نمايد و چهبسا كه اثر خود را كامل فرض مىكند . در حالى كه يك منتقد بىطرف كه واجد شرايط علمى براى انتقاد باشد ، مىتواند نويسنده را به لغزشها و انحرافاتى كه در اثر او پديد آمده ، واقف گرداند ، شك نيست كه عقايد و نظريّات منتقد ، وحى منزل نيست و انتقاد تا حد زيادى بستگى به سليقه و ذوق شخصى دارد . به نظر بسيارى از صاحبنظران ، بيطرفى و بيغرضى كامل و قطعى ممكن و ميسّر نيست ، بلكه در زمينهء انتقاد نيز بيطرفى نسبى ، كافى و امكانپذير است . منتقد نبايد انتظار داشته باشد كه مطالبى را كه خود او مايل است در كتاب « مورد انتقاد » بيابد ، معمولا پس از بحثها و اظهارنظرهاى گوناگونى كه افراد ذى صلاحيت در اطراف تأليف جديد مىكنند ، يك عقيده و نظريّهء مشخّص عمومى به عنوان « معدّل » به دست مىآيد و به مرور زمان تثبيت مىگردد و اين نظريّه نهايى يا معدل در حقيقت مولود تشخيص مردم ، و حاصل داورى افكار عمومى در مورد كتاب مورد انتقاد است . « بوآلو » Bualo ( 1636 - 1711 ) شاعر و منتقد ادبى فرانسه عضو آكادمى و سنخگوى مكتب كلاسيسيم بشمار مىرود . وى در كتاب فن شعر ( 1674 ) اصول اين مكتب را با بررسى آثار معاصرينش و بهخصوص دوستان همفكر خود يعنى « راسين » ،