مرتضى راوندى

307

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

زياده‌رويهاى مقامات قانونى ، قضايى و روحانى را به باد انتقاد گرفته بود ، و عامل مؤثرى در آماده كردن زمينهء فكرى مردم براى انقلاب كبير 1789 فرانسه گرديد ، با اين انقلاب كليّه مقررات و سنن ديرپاى فئوداليسم فروريخت و دوران قدرت بورژوازى و تمدن شهريگرى آغاز شد . در ميان نويسندگان نامدار قرن نوزدهم ويكتور هوگو شاعر و نويسنده معروف فرانسوى و « آنتون پاولويچ چخوف » دانشمند و نويسندهء روسى كه در دوران كوتاه زندگى 44 ساله ( 1860 - 1904 ) آثار متنوع و جالبى از خود به يادگار گذاشته است ، در شمار نويسندگانى هستند كه به پيشرفت قطعى بشر به سوى ترقى و كمال ايمان راسخ داشتند . چخوف در يكى از آثار خود مىنويسد : « من از پلكانى بالا مىروم كه ترقى و اصلاح فرهنگ و تمدن نام دارد ، هرچند نمىدانم كه به كجا منتهى خواهد شد ، و نمىدانم به كجا دارم مىروم ولى ايمان كامل دارم ، كه دارم بالا مىروم و وجود همين پلكان سحرانگيز ، سبب شده است كه بتوانم بگويم كه زندگى به زحمتش مىارزد . » « 1 » نمونه‌يى از انتقاد مثبت و سازنده : يكى از متنقدين بزرگ و نامدار جهان ، ويكتور هوگو مشهورترين شاعر رمانتيك فرانسه در قرن نوزدهم ميلادى است ( 1802 - 1885 ) ، وى در رديف بزرگترين گويندگان و ادباى جهان و مردى آزاديخواه ، اصلاح‌طلب و حامى طبقات محروم است . در نوشته‌هاى متنوّع و فراوان اين شاعر و نويسندهء زبردست ، آثار حمايت و جانبدارى از طبقات محروم و ستمديدهء اجتماع به چشم مىخورد . از سن ده سالگى به شاعرى پرداخت و در 25 سالگى از بركت ذوق و استعداد فراوانى كه داشت ، شهرت جهانى كسب كرد و در عنفوان شباب به عضويت آكادمى و نمايندگى در مجلس مقننه نايل آمد ، وى به علت مخالفت با استبداد و روشهاى ارتجاعى ناپلئون سوم ، ناچار بيست سال در تبعيد بسر برد . ويكتور هوگو اصول كلاسيسيسم را به دست فراموشى سپرد و در راه پيشرفت مكتب رمانتيسم كه مبين حقايق و واقعيّات زندگى اجتماعى بشر است سعى بسيار نمود و واقع‌گرايى و رمانتيسم از بركت آثار او به اوج رونق رسيد ، تا آنجا كه او را بنيانگذار و پيشرو اين مكتب مىدانند . در آثار گوناگون و فراوان او نظير بينوايان و كليساى نتردام پاريس ، كارگران دريا ، تاريخ يك جنايت ، مردى كه مىخندد و غيره ، روح نوگرايى و علاقه به مكتب رمانتيسم و مبارزه با كهنه‌پرستى كاملا مشهود است .

--> ( 1 ) . جمال‌زاده ، قصّه ما بسر رسيد ، ترجمه‌هائى از زبانهاى ديگر ص 293 .