مرتضى راوندى

30

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

و يافته است متناسبتر باشد . به اين طريق ، شعر از لحاظ صورت نيز گوناگون و رنگارنگ خواهد شد و شعر خوب ، از معنى گذشته ، آنست كه اين نكته در آن به كمال ، مرعى شده باشد . با در نظر گرفتن اين نكات ، مىتوان به شعر فارسى از لحاظ صورت و معنى تنوع و تجددى بخشيد . اما نكته‌اى كه بايد به ياد داشت ، اينست كه قالبهاى شعرى به تدريج و در اثر كوشش افراد و نسلها صيقل مىيابند و درست و كامل مىشوند . پس در قالبهاى نو از ناپختگى و ناهمواريهايى كه گاه‌گاه ممكن است ظاهر شود هراسان نبايد شد و لغزش‌هاى كوچك را بزرگ نبايد شمرد . براى هركس كه به راه تازه‌اى مىرود ، خطر گمراهى هست ، فقط آنان كه به‌جاى خود ايستاده‌اند ، هرگز گمراه نمىشوند . . . » « 1 » داورى دربارهء مصنّفان به منظور قضاوت صحيح دربارهء مصنّف بايد خود را در عصر او قرار دهيم و كاستيهاى معاصران وى و آنچه را كه از براى رفع كاستيها در اختيار داشت ، بررسى كنيم ، آنچه در يك عصر آسان است ، در عصرى ديگر دشوار تواند بود . » « 2 » « . . . وظيفهء منتقد است كه بر فهم و ارج‌شناسى خوانندگان بيفزايد و آنان را به جايى برساند كه اثر را چنان‌كه واقعا هست ببينند و ارزش آن را درك كنند ، حتى به آنان بياموزد ، آن را چگونه بخوانند و براى تحقّق اين هدف ، آيا نمىتوان منتقد را مجاز دانست كه شيوه‌هاى نقد را حتى توأم با اشاراتى به برداشتهاى شخصى ، به صورتى خردمندانه به كار برد ؟ » « 3 » « . . . هدف منتقد نخست آن است كه هر مطلبى را كه توجه وى را به خود جلب كرده ، هرچه حساستر و كاملتر درك كند و اين درك و فهم متضمّن نوعى ارزيابى است . . . كار منتقد ادبى اين است كه در واكنش خود به كمال خاصى دست يابد ؛ او بايد توجه داشته باشد كه از بحث انتزاعى نامتناسب دربارهء اثرى كه در پيش روى دارد اجتناب كند و نيز از هرگونه تعميم ناپخته و يا بىارتباط دربارهء آن اثر يا مقتبس از آن اثر بپرهيزد . . . » « 4 »

--> ( 1 ) . نمونه‌هايى از نثر فصيح فارسى معاصر ، جلد اول ، برگزيده دكتر جلال متينى مقالهء شعر نو دكتر پرويز ناتل خانلرى ، از ص 265 تا 269 . ( 2 ) . ديويد ديچز ، شيوه‌هاى ادبى پيشين ص 379 . ( 3 ) . همان كتاب ص 41 . ( 4 ) . همان كتاب ص 457 .