مرتضى راوندى
295
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
براى آنكه خوانندگان بيشتر به رابطهء معنوى و عملى آزاديخواهان ايران و قفقاز و روسيه عصر تزار واقف گردند ، بىمناسبت نيست يادآور شويم كه عمليات خصمانهء محمد على شاه عليه آزادى و بمباران مجلس ملى ايران و دخالت مستقيم قزاقان روس در آن كودتاى نظامى ، واكنش جهانى داشت و در مجلس دوماى روس هم منعكس گرديد ، نمايندگان سوسيال دموكرات روس ، سياست آن دولت را در ايران به باد حمله گرفتند ، سفير انگليس در پطرزبورگ مىنويسد : « احزاب دست چپ تحت عنوان « اعمال غير قانونى لياخف در ايران » استيضاحى با قيد فورى به دوما دادند ، استيضاحكننده از نمايندگان سوسيال دموكرات بود ، در نطق پارلمانيش گرچه بارها سخن او را قطع كردند و رئيس دوما به وى اخطار مىكرد كه از موضوع خارج نشود ، او همچنان به لياخف مىتاخت ، » عامل اصلى اين بود كه فراهم شدن زمينهء انقلاب ايران به سوسيال دموكراتهاى قفقاز كه با حكومت روس در پيكار بودند ، مجال نبرد انقلابى داد ، بر آن شدند كه ضربهيى به دستگاه استبدادى روس بزنند ، دستگاهى كه دشمن مشترك مليون ايرانى و آزاديخواهان سرزمين قفقاز هردو بود . تبريز كه به شورش برخاست ، كميته ولايتى سوسيال دموكرات قفقاز به تقاضاى انقلابيون تصميم گرفت كه افراد كارآزموده ، تعليمات ديده و خبرگان ماهر فنى به صورت دستههاى مجزا روانهء تبريز گردند ، مجاهدين آمدند در حالى كه مركب از سه عنصر بودند : اتباع ايرانى ، مسلمانان قفقاز و گرجيان . . . در اين ايّام حيدر خان در تبريز و در شوراى جنگى شركت داشت و ستار خان را در نقشهء رزمآرايى يارى مىكرد . لابراتوار بمبسازى تعبيه گرديد و كميتهء انقلابى ، افرادى را به دهات فرستاد كه مردم را عليه استبداد برانگيزند ، در جنگ مليون با قواى محمد على شاه ، ظاهرا بيست و چند نفر از مجاهدين قفقازى و گرجى كشته شدند ، دولت روس ، با مداخله نظامى ، حكومت انقلابى تبريز را تهديد كرد و تسليم انقلابيون قفقاز را خواست ؛ در برابر تهديد روس ، مجاهدين شبانه از شهر خارج گشتند ، از كوه و كمر گذشته به خوى رسيدند . . . » « 1 » در برابر احزاب مترقى نظير حزب اجتماعيون عاميون و فرقهء دموكرات ، مرتجعين نيز از فعاليت عليه نهضت جديد غفلت نكردند ، يكى از ملايان مخالف نهضت ، سيّد محمد طالب الحق بود ، اين روحانى مرتجع از منبر مشهد فرياد مىكرد : « هركس صد و هفتاد مرتبه بگويد : اللّهم العن الديموكرات ، خداوند گناهان او را مىآمرزد . . . » « 2 » در همين
--> ( 1 ) . همان كتاب ص 130 به بعد . ( 2 ) . همان كتاب ص 141 .