مرتضى راوندى

283

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

مطرود و از دير مردود ؛ حيران شده‌ام كه به كدام آويزم و با كدام به مجادله برخيزم . . . 13 رجب 1285 . » « 1 » آرزوى سيّد اين بود كه ملل مسلمان را متّحد و متّفق سازد و در سايهء اين اتحاد ، آنان را از نفوذ سياستهاى استعمارى رهايى بخشد ؛ از نامه‌هاى سيّد به دوستانش به خوبى پيداست ، كه مطلقا هدف شخصى نداشته ، بلكه در راه مصلحت جامعهء مسلمانان تلاش مىكرده است ؛ وى در يكى از نامه‌هاى خود به حاجى امين الضرب مىنويسد : « جناب حاجى ، من آنچه گفته و مىگويم و كرده‌ام و مىكنم ، همه محض خير امّت محمديّه بوده است . . . حاجى جان نوشته بوديد كه پس از ورود من به تهران همه چيز آماده و حاضر بود ، چه حاضر بود و كدام چيز آماده بود ؟ من صدراعظم نمىخواهم بشوم ، من وزير نمىخواهم بشوم ، من مواجب نمىخواهم ، من عيال ندارم ، من ملك ندارم و نمىخواهم داشته باشم . . . اگر چشمم در راه خير عموم عباد اللّه نباشد ، كور باشد بهتر است و اگر دستم براى سعادت مخلوق نكوشد ، از حركت بازماند و اگر پايم در راه نجات امّت محمديّه قدم نزند ، شكسته شود ، اين است مذهب من و اين است مشرب من . . . » « 2 » مدرسى چهاردهى مىنويسد : « اين مرد كه ظاهرا در 9 لژ ماسونيك عضويت داشت . . . در هر كشورى كه وارد مىشد نامى به خود مىگذاشت ، با توجه به اسامى هفده‌گانه‌اى كه سيّد جمال در نوشته‌هايش به كار برده است و با ملاحظهء گزارشهاى سه سفير انگليس و پليس فرانسه مسلم گرديد كه سيّد جمال در مدت 59 سال عمر خويش با 21 نام زندگى كرده است . بعضى معتقدند كه جعل عنوان و نام سيّد براى رهايى از زورگويى و استبداد دولت ايران بود ، ولى كسانى كه سيد را خوب مىشناخته‌اند ، علّت تغيير نام فراوان سيّد جمال را « تلون مزاج شديد » و ايجاد آشوب ، فتنه و آتش‌افروزيهاى وى در دوران عمرش دانسته‌اند . سيّد در تغيير مذهب نيز تلوّن داشت ، گاهى خود را شيعى و زمانى حنفى مىخواند و گاه در انجمنهاى مخفى مصر ، خود را دشمن خدا و در هند دشمن طبيعيون و دهريّون معرفى مىنمود . » در مصر سيّد پس از مدتى فعاليت سياسى به ملاقات خديو مصر موفق شد ، خديو ضمن گفتگو با سيد گفت : من مايل به ترقى و پيشرفت كشورم هستم ، ولى مردم مصر تن‌پرور و جاهلند و ظرفيّت قبول افكار جديد را ندارند . سيّد در جواب او گفت : هرچند ملت مصر خالى از تن‌پرورى نيست ، ولى خردمندانى دارد كه مىتوان از آنها در رهبرى

--> ( 1 ) . مجموعه اسناد و مدارك چاپ نشده ، تصوير 3 ، ص 182 - 183 . ( 2 ) . همين كتاب تصوير شماره 182 و 183 .