مرتضى راوندى
271
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
وليعهد مغفور است و به جهت كسب هنر به فرنگ رفته و در امر توپخانه و قورخانه و چرخها ماهر شده ، الحال دستگاه توپريزى توپخانه و چرختوپ سوراخكنى ساخته كه روزى يك عرّاده توپ ريخته به چرخ سوار مىكند . عاليجاه مستر لاتين مهندس انگليسى لولهيى ترتيب داده كه در آن لوله به توسط « مثقب » « 1 » زمين را حفر كرده و به قدر لولهء مرقومه آب از زمين بيرون مىآورد ، عاليجاه سعيد خان مسيحى مدّتها اوقات صرف معدن نموده ، سه سال است در قراجهداغ ، معدن مسى بيرون آورده ، سال گذشته دو توپ شش پوند از همان معدن مس ريخته و به چرخ بسته و به رسم پيشكش به نظر شاهنشاهى رسانيده و در ازاء آن قريه سيخند رميانج را كه يكهزار و پانصد تومان مداخل آنست به تيول مرحمت فرمودند و هشتاد و چهار عراده توپ به مقاطعه فروخت كه تا شش ماه ديگر به سركار شاهنشاهى برساند . » « 2 » در صفحات بعد اين اعلامنامه ، ضمن معرفى ديگر هنرمندان و صنعتگران ايرانى و خارجى كه در نقاط مختلف ايران به كار و خدمت مشغول بودند به اين مطلب مىرسيم كه پس از گذشت حدود سه ماه از انتشار اين اعلامنامه ، نخستين شماره از روزنامهء ميرزا صالح به نام كاغذ اخبار در تاريخ دوشنبه 25 محرم ( 1253 ه . ق ) - يكم ماه مه 1837 ميلادى - منتشر مىشود . براى اينكه خوانندگان به اختلاف عظيمى كه بين نثر روان و سليس امروز مطبوعات ، با نثر ثقيل و نامطلوب روزنامهها ، در حدود صد و پنجاه سال قبل واقف گردند ، نمونهيى از اخبار و وقايع شهر جمادى الثانى سال ( 1253 ه . ق ) را عينا نقل مىكنيم : « چون به نحوى كه در اخبار سابق تمهيد مقدمات آمد ، موكب همايون سلطانى در بيست و يكم شهر ربيع الثانى از خارج دار الخلافه تهران كه مضرب « 3 » خيام سپهر نشان مىبود ، نهضت و حركت نمود ، از آن پس اعيان حضرت و اركان خدمت و سران و سركردگان يوروپا ( يعنى اروپا ) و ايران كه مضمار « 4 » ارادت و چاكرى را گوى چوگان بودند و خوان بيدريغ نعمت خداوند جهان را پروردهء احسان ، از هر كران و حوالى متعاقب و متوالى معسكر فيروزىاش را چون ذرات به خورشيد انور روى نمودند و همچنين افواج قاهره نظام و جنود طاهره
--> ( 1 ) . از ماده ثقبه بمعنى سوراخ در اينجا مراد زمين سوراخكن است . ( 2 ) . اين سند بوسيله حاجى محمد آقا نخجوانى در اختيار مجله يادگار قرار گرفت و در شماره هفتم سال يك آن به تاريخ دى ماه 1323 براى نخستينبار منتشر شده است . ( 3 ) . جاى و ميدان خيمه و خرگاه . ( 4 ) . جاى و ميدان مسابقه .