مرتضى راوندى
260
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
پس از آنكه دولت و دربار ، در برابر تقاضاى مردم ، داير به لغو امتيازنامهء رژى ، بىاعتنايى نشان دادند ، ميرزاى شيرازى به پيروى از افكار و تمايلات عمومى ، فتواى معروف خود را در اول جمادى الاول ( 1309 ه . ق ) صادر كرد و استعمال تنباكو را تحريم نمود . اين اقدام شجاعانهء ميرزا ، به حيثيت و اعتبار شاه و دولت پوشالى او لطمهيى گران وارد ساخت و تودههاى وسيع ، تا حدّى به مقام و ارزش اجتماعى خود پى بردند و براى نخستينبار دريافتند كه اگر دولت و شاه برغم تمايلات و مصالح خلق قدمى بردارند ، مردم حق دارند و مىتوانند در مقابل آنها مقاومت و پايدارى كنند ؛ اعلانات و شبنامههايى كه در اين دوران منتشر شده ، مبيّن شور و هيجان عمومى است . در يكى از اين نمونهها يا بهتر بگوئيم ادعانامههايى كه عليه حكومت منتشر شده ، از جمله چنين آمده است : نمونهيى چند از بيدادگرى دولت و زمامداران : « . . . اى برادران غيور ديندار و وطنخواه ، همت را عالى بداريد ، رنج را راحت شماريد ، مطيع ظالم نشويد ، اگر پدران ما قبول ظلم نكرده بودند ، ما الان آسوده بوديم ، ايشان تكليف خود را ندانسته يا انجام وظيفه نكردهاند ، ما بايد قرض ايشان را ادا كنيم . . . تمام اديان و فرق ، ظالم را ملعون شمردهاند ، مطيع ملعون نشويد ، زير بار ظلم نرويد ، بر اولاد و آيندگان رحم كنيد ، مايهء آسايش ايشان شويد كه ظالم در هيچ حدّى نمىايستد ، براى تعدى حدى نگذاريد ، زندان دولت را ببينيد ! از چهل سال پيش ، كسانى اسير كند و زنجيرند كه در اين مدت كسى اسم آنها را نشنيده ، زنده در گورند ، مگر اينان اولاد وطن و برادران ما نيستند ؟ . . . سرباز را رعيت مىدهد ولى بهجاى خدمت سربازى ، براى امرار معاش ، هيزمشكنى مىكند ، مواجب را صاحبمنصبان مىبرند و آنها ذلّت مىكشند ، رعيت چه لطمه و سياستها مىبيند ، او را چوب و فلك مىكنند ، زنجير و تازيانه مىزنند ، شكنجه مىكنند ، گوش و بينى و دست و پا مىبرند ، اين كيفرها براى بىتقصيران است ، اشرار و ستمگران و مقصّرين و خورندگان مال مردم ، از مؤاخذه و سؤال و جواب آزادند ، چقدر بىگناهان را به تهمت بابيگرى زدند و كشتند . - پادشاه ، پاسبان درويش است - اين پاسبان به يك اشاره شصت نفر سرباز عارض را سر مىبرد و شكم مىدرد و شصت فوج را تير و كمان مىبخشد ، گويى اينها گوسفندان قربانيند ؟ اين است كه دربار شاه كه با گرگان بيرحم خونخوار احاطه شده است . برادران ! نمىدانيد اهل عالم در چه امنيّت و آرامشى زندگى مىكنند ، ما نبايد به ظالم ايراد كنيم ، بايد انسان خود را اسير گرگ خونخوار نكند ، آيا تمام اهالى ايران مردهاند ؟ مثل ميرزا تقى خان امير كبير ، اميدگاه نجات ايران را كشتند ، كسى نگفت چرا ؟