مرتضى راوندى
257
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
بارها و مكرر در آثار خود از نتايج مثبت بانك سخن مىگويد : « . . . بانك را بلاتأمل بسازيد ، زيرا كه بدون بانك نه راهآهن خواهيد داشت ، نه تجارت ، نه ماليات ، نه پولتيك ( سياست ) ، ملكم طرفدار بانك ملى و ايرانى بود . پس از تأسيس بانك شاهنشاهى با سرمايهء « رويتر » انگليسى ، ملكم زبان به شكايت گشود و گفت : « سود و عوايد اين بانك ، به جيب يهوديهاى فرنگ خواهد رفت و مردم طرفى نخواهند بست . » ناگفته نگذاريم كه در خاندان ملكم تنها ميرزا ملكم مرد سياست نبود ، بلكه پدرش ميرزا يعقوب خان در نتيجهء مطالعه و مسافرت به اروپا ، مردى پخته و سياستمدار شده بود ؛ وى در كتابچهيى كه در اسلامبول در اواخر زندگى نوشته مىگويد : « ايران به فاصله پنجاه سال سه دفعه از روش ترقى بازماند : دفعه اول از وفات مرحوم عباس ميرزا نايب السلطنه . دفعه دوم از قضيهء مرحوم قائم مقام ، دفعه سوم از قضيهء مرحوم ميرزا تقى خان ؛ مخصوصا از ميرزا تقى خان و كارهاى او خيلى به احترام ياد مىكند . . . اشارهيى دارد كه « همه وقت محرم و هواخواهش بودم ، خاصه در روزهاى پريشانى . » اين مطلب بزرگ را دربارهء نقشهء اصلاحات امير كبير از زبان خود او شنيده بود كه گفت : « . . . مجالم ندادند والّا خيال ( كنستى توسيون ) مجلس قانونگزارى و تنظيم قانون اساسى داشتم تا حقوق و اختيارات ملت و دولت روشن گردد ، و هريك به وظايف خود عمل كنند . . . منتظر موقع بودم . « در ايران » از قديم الايام كار حكام ، رعيت تازى بوده و هر وقت هم رعيت فرصت يافته ، كارش حاكم دوانى بوده است ، موازنه و سازگارى هيچوقت ميانشان نبوده و علماى گرام نيز به مقتضاى صلاح شخصيّه گاه رفيق حاكم و گاه شريك رعيت ، مدعى و مدعى عليه را هردو قسم شرعى دادهاند . » در مورد لزوم استقرار حكومت قانونى مىگويد : « . . . دولت و ملت وقتى از يكديگر راضى و بهرهمند خواهند شد كه كنستى توسيون ( يعنى قانون اساسى ) در ميان واسطه باشد ، و الّا تا به حشر اين قافله لنگ است . . . » « 1 » ميرزا يعقوب و فرزندش ملكم براى استقرار قانون و آشنا كردن مردم به حقوق بشرى ، اصول فراموشخانهاى در ايران بنيان نهادند . ولى مخالفين زبان به اعتراض گشودند . . . يكى گفت ترسابچهء بادهفروش « مىخواهد قوانين فرنگ را در ايران جارى گرداند ، و ذهن پادشاه را به شعبده ربوده است . . . ديگرى گفت فراموشخانه . . . كانون فتنه و فساد است . . . » « 2 » در نتيجهء اين تبليغات به دستور شاه فراموشخانه را منحل كردند .
--> ( 1 ) . تحقيق در افكار ميرزا ملكم خان ، تأليف دكتر فرشته نورائى ، ص 7 به بعد . ( 2 ) . همين كتاب ، ص 16 .