مرتضى راوندى
22
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
يونانى چهار قرن قبل از ميلاد « مىخواست شاعران را از مدينهء فاضلهء خود براند ، زيرا به نظر او شعر در تربيت شهروندان خوب ، حسن تأثير نداشت . ارسطو ، با جدا كردن بحث شعر از اين مباحث كلّى اخلاقى ، و نشان دادن اينكه ماهيّت و كاركرد شعر ، و لذت خاصى كه از آن حاصل مىشود ، هريك در حد خود منحصر بفرد است ، از شعر دفاع كرد . » « 1 » به نظر « شلّى » : « شاعر ، بلبلى است كه در تاريكى مىنشيند و با سرودن نغمههاى شيرين ، به تنهايى خود نشاط مىبخشد ، امّا شنوندگان آواى او كسانى هستند كه از نغمههاى نوازندهيى نامرئى مدهوش مىشوند و احساس مىكنند كه متأثر و تلطيف شدهاند ، اما نمىدانند از كجا و چرا ؟ . . . » « 2 » « ديويد ديچز » در شيوههاى نقد ادبى مىگويد : « به اين سوال كه شعر چيست و چه ارزشى دارد ؟ مىتوان از راه بررسى حاصل كار شاعر ( يعنى اشعار او ) جواب داد . . . بايد ديد شاعر چهكسى را مخاطب قرار داده است ؟ شعر هم نوعى فعاليّت است و هم نوعى هدف هنرى . » « 3 » « شعر هميشه با لذت همراه است ، همه روحهايى كه شعر بر آنها وارد مىشود ، براى دريافت حكمتى آميخته با لذت آغوش مىگشايند . » « 4 » « يوجينيوس » مىگويد كه هنرمند مىتواند كار خود را بر پايهء دستآوردهاى اسلاف بنا كند ، هنر ، استعداد آن را دارد كه مانند علوم پيشرفت نمايد . سرمشقهاى بازمانده از هنرمندان پيشين ، همراه با تجربه و استعداد خود شما مسلما مىتواند ، چيزى پر تأثيرتر از آنچه تاكنون به منصهء ظهور رسيده ، به وجود آورد . » « 5 » شمس الدين محمد بن قيس رازى از نويسندگان نامدار قرن ششم و هفتم هجرى در كتاب المعجم فى معايير اشعار العجم ، در معنى شعر و قافيت چنين گويد : « بدانكه شعر در اصل لغت « دانش » است و ادراك معنى به حدس صايب و انديشه و استدلال راست ، و از روى اصطلاح ، سخنى است انديشيده ، مرتّب ، معنوى ، موزون ، متكرّر ، متساوى حروف ، تا فرق باشد ميان شعر و هذيان و كلام نامرتب بىمعنى ، و گفتند موزون تا فرق باشد ميان
--> ( 1 ) . ديويد ديچز ، شيوههاى نقد ادبى ترجمه دكتر غلامحسين يوسفى ، محمد تقى صدقيانى ص 224 . ( 2 ) . همان كتاب ص 193 . ( 3 ) . همان كتاب ص 157 . ( 4 ) . همان كتاب ص 192 . ( 5 ) . همان كتاب ص 292 .