مرتضى راوندى

213

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

ممالك وسيعهء ايران ، كه وطن اصلى و خانهء واقعى شاهنشاه اسلام است ، به عقيدهء كافهء سياسيون در محل خوف و خطر است ، زيرا ترقيات شديد السرعهء همسايگان و افعال و اعمال خودسرانه و بيباكانهء درباريان قواى چندين هزار سالهء دولت ايران را به‌طورى از هم متلاشى و دچار ضعف و ناتوانى صعب نموده كه علاج آن از قوه و قدرت متوطنين اين مرز و بوم به كلى خارج است ؛ ولى عقيدهء حكما و سياسيون جمهور ملل متمدن بر اين است [ كه ] رفع خطرات و چارهء اشكالات ايران را به‌همين دو كلمه مىتوان اصلاح كرد كه بايد از اعمال گذشته چشم پوشيد و شروع به تأسيس قوانين تازه نمود . از اين راه مىتوان احترام و اعتبار سابقهء دولت و ملت قديم ايران را در انظار اقوام خارجه و ملل متمدنه و همسايگان ، مجددا جلب كرد و اين مطلب در نظر خردمندان مستقيم الادراك چنان واضح و آشكار است كه محتاج به هيچ دليل و برهان نيست . محتمل است بدين وسيله آثار و اسبابى كه نيكبختى مملكت را امنيت تواند داد ، به دست آيد كه بعدها مأمورين دواير دولتى ، از عالى و دانى و بزرگ و كوچك ، در اعمال و افعالى كه درخور درجهء مأمورين ايشان است ، خود را به انقياد و اطاعت مواد احكام قانونيه مكلف بدانند و مساوات حقوقيه به عموم اهالى و زيردستان ، از هر صنف و طايفه ، داده شود و براى حصول صلاح حال آنها هرگونه تدبيرى كه لازم است به كار برند ، و الا با اين حال اشتباه وزرا و درباريان دولت ، از حيز امكان و قدرت انسان به طور يقين خارج است كه بتوان عظمت و اقتدار سلطنت قديمهء ايران را در اين دور زمان مجددا به وسايل نياكان خود در خارجه و داخلهء مملكت نگاهدارى و حفظ نمود . به خاكپاى اقدست قسم ، كه ما ايرانيان را توتياى چشم است ، آنان كه عرض مىنمايند كه اداره وزارتخانه‌هاى حاليّه عيب و نقصى ندارد ، حرفى است بىمغز و قولى است نامسموع . » « 1 » « اين ناقص فهمان از طفوليّت به چپاول اهالى ايران معتاد شده‌اند و با اين حرفها كه ولايت در نظم و رعيت آسوده است ، خود را مادام العمر از مسئوليت دولت خارج مىدانند . در افواه منتشر است كه دولت ايران در خيال برقرارى نظم در دواير دولتى است ، ولى دولتيان چون قانون را مضر به حال خود مىدانند ، تا جان در بدن دارند اقدام به اين امر نخواهند كرد . . . اين خيرانديشان ! خانمان برانداز تا دولت قانونى و قوهء مقننه برقرار نشود ، چشم از منافع خود نخواهند پوشيد . . . پس بر عهدهء مأمورين سياسى و ملكى

--> ( 1 ) . از صبا تا نيما ، پيشين ، ص 284 به بعد .