مرتضى راوندى

209

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

وى در طول 64 سال خدمت ، از بيان حقيقت و اعلام مفاسد و نارسائيهاى حكومت ايران باكى نداشت « . . . حتى شاه و وليعهد هم از او حساب مىبردند ، سالها پس از مرگ امير كبير ، ناصر الدينشاه - يعنى همان مرد حق ناشناسى كه خود حكم قتل امير را داده بود . - به پسرش مظفر الدّين ميرزا وليعهد ، در توصيف حسنعلى خان مىنويسد : « قدر نوكر خوب را بدان ، من چهل سال است بعد از امير خواستم از چوب آدم بتراشم ، نتوانستم ! » لرد كرزن مىگويد : « حسنعلى خان امير نظام گروسى ، كه مدتى وزيرمختار ايران در فرانسه و چندى نيز مقيم لندن بود ، زبان فرانسه را در كمال خوبى تكلم مىكند ، افكار ترقيخواهانه و مغرب زمينى بر او غلبه دارد ، فردى قوىّ الاراده و با عزم است ، در دورهء پيشكارى خود در آذربايجان ، هرج و مرجهاى آن ايالت را به كلّى از بين برد ، خلاصه از بهترين ولات اداره كنندهء ايرانى است . » فوريه فرانسوى ، طبيب ناصر الدينشاه نيز از عقل ، زيركى و تجربه اين مرد با تحسين و شگفتى ياد مىكند : « امير نظام مردى دانشمند و دانش دوست و از منشيان باذوق و پرمايهء عهد ناصرى بود و نوشته‌ها و آثار ادبى چندى از او به يادگار مانده است . » نمونه‌يى چند از منشات امير نظام 1 . از پند نامه‌يى كه به پسرش يحيى خان نوشته است : « . . . صواب چنان بينم كه كلماتى چند بر سبيل پند ترا به يادگار نويسم ، تا اگر خدا خواهد و به مقام رشد و تميز برسى ، پند پدر كاربندى ، تا از عمر و زندگى خود برخوردار شوى . نخستين پند من ترا آن است كه زنهار با گروهى كه از خدا دورند ، نزديكى نكنى و با اراذل و فرومايگان همنشينى نگزينى ، كه صحبت اين جماعت عاقبت ندارد و در اندك روزگارى فساد دين و دنيا آورد . همنشين تو از تو به بايد * تا ترا عقل و دين بيفزايد پس بر آن باش كه جز با خداوندان دانش به سر نبرى و عمر گرامى را در كارهاى باطل و كردارهاى بيحاصل صرف نكنى ؛ پيوسته همت خود را بر كارهاى بزرگ و شگرف بگمار ، و دل را بر آن قوىدار ، تا طبيعت تو بدان خو كند و به پستى و سستى نگرايد . - تا توانى دست كرم بگشا ، كه كريم فقير به از بخيل غنى است و زنهار كه از بخل و امساك برحذر باش كه در دو جهان تيره‌بختى و خيره‌رايى آورد و بايد كه داده و احسان خود را به اظهار منّت ضايع و ناچيز نگردانى . شيرين‌زبان و خوش‌گفتار باش و ملايمات سخن را همه وقت رعايت كن و در ايجاز