مرتضى راوندى
208
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
جودت طبع و فراست كذا ، به شبهه مىافتد كه آبوهواى بلاد خارجه عجب چيزها از آب بيرون آورده ، گويا توقف آنجا با لذات مربى است و قلب ماهيت مىكند . اين انگورهاى نو آورده هم با نطقهاى متأسفانه « 1 » ، گاه از بخت خود اظهار تعجب مىكنند كه از ولايات منظمه به اين زودى چرا به ممالك بينظم رجعت كردهاند ؟ و گاه به احوال پادشاه متحير كه تا چند از تمهيد اسباب تربيت غفلت دارند ؟ اين تأسف و تعجب تا وقتى است كه به خودشان از امور ملكى كارى سپرده نشده . همين كه مصدر كارى و مرجع شغلى شدند ، به اطمينان كامل كه قبح اعمالشان تا چندى به بركت سياحت قطعهء اروپا پوشيده است و به اين زوديها كسى درصدد كشف بىحقيقتى ايشان نيست ، بالا دست همه بىتربيتها برمىخيزند و در پامال كردن حقوق مردم و ترويج فنون بىديانتى و ترك غيرت و مروت و اختراعات امور ضارّه و طمع بى جا و تصديقات بلا تصور و خوشامد و مزاحگويى به رؤسا و پيشكاران و تصويب عمل و تصديق به اقوال ايشان چندان مبالغه دارند كه پادشاه از مأموريت ايشان پشيمان مىشود و متحير مىماند كه با اينها به چه سلوك كند ؟ شعر : به مارماهى ماند نه ماهى است و نه مار * منافقى چه كنى ، مار باش يا ماهى ! يكى از اسباب نفرت و خستگى خاطر پادشاه ، كه در تمهيد اسباب تربيت تأمل دارد ، ظهور حالات اين جوانان مشعبد است ، كه اقوالشان جميعا در نظر پادشاه بيمعنى آمده و دور نيست وقتى ، به نفس نفيس ، سياحت آن صفحات را تصميم عزم دهند ، كه از مكتسبات خاطر همايونى چيزى را كه از براى مملكت فايدهء عمومى داشته باشد انتخاب فرمايند . . . از جملهء آلات جارحه كه به دست عاملين جور و تاختكنندگان ايران داده شده و در تشهير آن ناگزيرند ، دو شمشير است كه به زهر پرورش يافته و خورش آنها جانهاست : يكى از اتهام متمولين ولايات به فتنه و فساد و اخلال عمل ماليات ، ديگر نسبت مردم به تبعيت باب . » « 2 » امير نظام سياستمدارى كاردان و پاكدامن حسنعلى خان امير نظام گروسى امير نظام يكى از رجال بزرگ و لايق دورهء قاجاريه است كه پس از پايان تحصيلات ، مأموريتهاى گوناگون ديوانى ، سياسى و نظامى به او محول گرديده و همه را با شايستگى به انجام رسانيده است ؛
--> ( 1 ) . يعنى با سخنانى از سر تأسف ، يا سخنان مقرون به تأسف . ( 2 ) . از صبا تا نيما از ص 149 تا 155 ( به اختصار )