مرتضى راوندى
189
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
يوسفخان مستشار الدوله ، جلال الدين ميرزاى قاجار ، مشير الدوله ، « ماكنجى » پيشواى زرتشتيان و عدهيى ديگر ، مىكوشيدند براى بيدارى مردم و آشنا كردن آنان به حقوق فردى و اجتماعى خويش ، مدرسه باز كنند ، روزنامه برپا سازند ، مردم بيسواد را باسواد كنند ، تا از اين راه مردم تربيت گيرند و بر حقوق انسانى خود واقف گردند . اغلب خيرخواهان براى نجات هموطنان خود از گرداب جهل ، براى نخستينبار پيشنهاد مىكردند « تعليم و تربيت عمومى » اجبارى گردد ، و افراد ملت ، چه شهرنشينان و چه دهنشينان ، فرزند خود را از نه سالگى تا پانزده سالگى به غير از خواندن و نوشتن به كار ديگرى مشغول نسازند . ولى رجال مملكت هيچ علاقهيى به شنيدن تعاليم اين خيرانديشان نداشتند . ميرزا آقا خان كرمانى ، پس از سالها مطالعه و تحقيق مىگويد : « تنها افتخار من اين است كه پس از شنيدن اقوال گوناگون و آميزش و معاشرت با اقوام مختلف و مطالعهء كتب و آثار بسيار ، زمام عقل خود را به دست اين و آن ندادم ، بلكه با پاى خود راه رفتم و با چشم خود نظر كردم و همهجا براى تشخيص درست از نادرست فكر و عقل خود را معيار و مقّوم قرار دادم . » ميرزا آقا خان طرفدار جدى بحث و انتقاد بود و مىگفت : « دماغى كه حاضر نيست به اعتراضات مخالفان گوش فرا دهد ، درست فكر نتواند كرد . » به نظر او در برخورد عقايد و افكار گوناگون باهم ، بايد راه مدارا و آسانگيرى برگزيد و از استبداد رأى و تحميل عقيدهء خود بر ديگران خوددارى كرد . به نظر او ، روشنفكران و نويسندگان مسئوليت مدنى و اجتماعى دارند و بايد حتى المقدور از بيان حقايق و روشن كردن مسائل سياسى براى تودهء مردم غفلت نورزند . » « 1 » بر خلاف اين اقليت ، اكثر شعرا و اهل قلم اين دوران چنان كه ديديم به مشكلات اجتماعى اكثريت مردم توجهى نداشتند . اشعار فروغى بسطامى در عين سلاست و روانى نهتنها عمق و معناى چندانى ندارد ، بلكه به كلّى از حقيقت و واقعيت دور و در مواردى كذب محض است . به عنوان نمونه بيتى چند از غزليات او را ذكر مىكنيم : فروغى در وصف ناصر الدينشاه كه پادشاهى عياش و بىبند و بار بود مىگويد : كارفرماى شهبان ، مرجع پيدا و نهان * كه خبر دارد از اوضاع جهان موى به موى « 2 » در جاى ديگر در وصف شاه مىگويد :
--> ( 1 ) . براى كسب اطلاعات بيشتر رجوع كنيد به تاريخ بيدارى ايرانيان نوشته ناظم الاسلام كرمانى و انديشههاى ميرزا فتحعلى آخوندزاده به قلم فريدون آدميت از ص 81 به بعد . ( 2 ) . غزليات فروغى بسطامى ، با مقدمه رهى معيرى ، به اهتمام منصور مشفق ، ص 350 .