مرتضى راوندى

188

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

و ديوان شجاع السلطنه راه يافت ، به مناسبت نام يكى از فرزندان او ، تخلص خود را به فروغى تبديل كرد . پس از فوت محمد شاه و جلوس ناصر الدينشاه و استقرار امنيت و آرامش با همّت و كاردانى ميرزا تقى خان امير كبير ، شاه جوان بر خلاف مساعى و تلاشهاى مستمر امير ، تن به كار سياسى نداد و حاضر نشد براى حل و فصل مسائل و مشكلات مملكتى ، نيرو و توان مادى و معنوى خود را به كار اندازد و تحت تعليمات خيرخواهانهء امير با امور و مسائل سياسى و اجتماعى ايران و جهان آن روز آشنا گردد ، بلكه بر خلاف اميد و آرزوى امير كبير ، پنجاه سال عمر اين شهريار بىمقدار ، به خوردن و خوابيدن و شكار و عياشى ولگردى و ولخرجى و مسافرت به اروپا سپرى گرديد و هرگز به اندرزهاى سياسى مردان خيرخواهى چون امير كبير و سپهسالار كه مصرّانه در مقام اصلاح دردهاى اجتماعى بودند توجه و اعتنايى نكرد . امير كبير را در حمام فين كاشان رگ زد و سپهسالار را سرانجام از ميدان سياست بيرون راند . شاه برعكس ، به مردان فاسد و منحرفى چون ميرزا آقا خان نورى و مستوفى الممالك كه جز وطن فروشى ، تأمين منافع اجانب و پر كردن جيب خود هدف و مقصودى نداشتند ، ميدان رشد و پيشرفت مىداد ، طبيعى است دربار چنين شهريارى براى پرورش شعراى متملق و چاپلوس ، كه كمترين بيم و پروايى از سيه‌روزى ملت نداشتند ، بسيار مناسب بود . به‌همين جهت در دوران پنجاه سالهء سلطنت ناصر الدينشاه ، شعرايى چون سروش اصفهانى ، قاآنى شيرازى ، ميرزا محمود خان ملك الشعرا ، وصال شيرازى ، فروغى بسطامى و معتمد الدوله نشاط اصفهانى به اميد صله و مستمرّى به مديحه‌گويى او پرداختند ؛ در اشعار اين گروه از شعرا جز مدح شاه و بزرگان و وصف مى و معشوق و توصيف چهرهء زيبارويان چيز ديگرى نمىتوان يافت ؛ در آثار آنان مضامينى كه معرّف اوضاع نابسامان آن دوران باشد ديده نمىشود ، بر خلاف اين شعراى دربارى ، عده‌يى از نويسندگان عهد ناصرى در نتيجهء مطالعه در اوضاع سياسى و اجتماعى ايران و جهان و آشنايى با انحطاط و محروميّت خلق ايران با شجاعت و بيباكى به توصيف اوضاع رقّت‌بار كشاورزان ، پيشه‌وران ، كارمندان دولت و ديگر طبقات و قشرهاى اجتماعى پرداختند كه از آن ميان مىتوان به نوشته‌هاى ميرزا فتحعلى آخوندزاده ، ميرزا آقا خان كرمانى ، ميرزا ملكم خان و عده‌يى ديگر اشاره كرد . از دورهء ناصر الدينشاه عده‌يى از متفكرين و اصلاح‌طلبان براى بيدارى مردم ايران و مبارزه با جهل و استبداد ، در ايران و خارج از ايران شروع به فعاليت كردند . از جمله : فتحعلى آخوندزاده ، يكى از فرزندان غيور آذربايجان به اتفاق دوستان خودش نظير : ميرزا