مرتضى راوندى

141

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

برخاستندى و كسانى فرستاده و توانگران را از خانه‌هايشان كشيده به آنجا بردندى و پول از آنان گرفتندى يا به حوض انداختندى ؛ معلوم نيست كه اين رفتار از كجا پيدا شده بود ؟ . . . » « 1 » سپس كسروى به تفصيل از اختلافات شيخى متشرّع و كريمخانى و كارهاى ناپسند و زيانبخش آنان سخن مىگويد . تلاش نادر در راه رفع اختلافات مذهبى « نادر شاه افشار از آغاز فرمانروايى ، يا به علّت كينه نسبت به صفويّه و قزلباشان شيعه كه جان نثاران خاندان بودند ، يا به قصد اتّحاد مذهبى كه مىخواست ايرانيان نيز قبول مذهب تسنّن كنند و بين ايشان و مسلمين تركستان و افغانستان و عثمانى ، اتّحاد مذهبى برقرار شود ، در برانداختن راه و رسم تشيّع و نزديك كردن ايرانيان به اهل سنّت و جماعت سعى وافر داشت و در مجلس مغان كه خود در اسفند 1148 قمرى ترتيب داده بود و در همانجا نيز به سلطنت برگزيده شد ، خطاب به نمايندگانى كه از جميع بلاد براى شركت در آن مجلس خواسته شده بودند ، گفت كه : « از زمان حضرت پيغمبر ( ص ) چهار خليفه بعد از يكديگر متكفّل خلافت شده‌اند و هند و روم و تركستان همگى به خلافت ايشان قائلند و در ايران هم سابقا همين مذهب رايج و متداول بود . شاه اسماعيل صفوى اين مذهب را متروك و مذهب تشيّع را شايع داشت ؛ به علاوه سبّ و رفض را در السنه و افواه عوام و اوباش داير كرد . . . و خاك ايران را به خون فتنه و فساد آميخت . مادام كه اين فعل مذموم انتشار داشته باشد ، اين اختلاف از ميان اهل اسلام رفع نخواهد شد ؛ هرگاه اهالى ايران به سلطنت ما راغب و آسايش خود را طالب باشند . . . به مذهب اهل سنّت و جماعت سالك شوند . ليكن چون حضرت امام جعفر صادق ( ع ) ذريّهء رسول اللّه ( ص ) و طريقهء ايران به مذهب آن حضرت آشناست و او را سرمذهب خود ساختند ، در فروعات مقلّد طريقه و اجتهاد آن حضرت باشند . . . » « 2 » نمايندگان از ترس جان ، اين حكم را قبول كردند و وثيقه‌يى براى تأكيد و استقرار اين مطلب مرقّم و مهر نمودند و به خزانهء نادرى سپردند . نادر اين وثيقه را همراه سفيرى پيش سلطان عثمانى فرستاد و پنج پيشنهاد به او كرد كه در صورت قبول با او به عقد صلح بپردازد : 1 . چون مردم ايران از عقايد گذشته نكول كرده و طريقهء اهل سنّت را به تقليد امام جعفر

--> ( 1 ) . تاريخ مشروطيّت كسروى ، ص 130 به بعد . ( 2 ) . جهانگشاى نادرى .