مرتضى راوندى
140
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
نقصان كلّى پذيرفت . نادرشاه كه خود به هيچ دين و مذهبى صميمانه دلبستگى نداشت ، نخست دست روحانيان را از مداخله در امور كوتاه كرد ، يعنى براى نخستينبار عملا مذهب را از سياست تفكيك كرد و سپس طى فرمانى به مسيحيان آزادى كامل داد . نادر شاه در فرمان مورّخهء 30 رجب المرجّب 1149 در مورد پيرامون فرق مختلف عيسوى مقيم ايران چنين مىنويسد : « فرمان همايون شد آنكه چون فيما بين ملت عيسويّه . . . چند فرقهء مختلفه مىباشند كه طريقه و اعمال هريك مغاير يكديگر است و فرق مذكوره هريك به قومى متوسّل و فرقهء ديگر را تكليف به پيروى از كيش و آيين خود مىنمايند ، از آنجا كه همگى ايشان مطيع اين دولت ابدمدتاند . مقرّر فرموديم كه حكّام هر ولايت مانع و مزاحم نشده كه به رضاى خود به طريقى كه مايلند عمل نمايند و مزاحمت نرسانند و اگر خواهند كه كنايس و معابد خود را تعمير نمايند ، يا از نو احداث كنند ، احدى در مقام منع درنيامده و در جوانب برين جمله رفته و در عهده شناسند . . . » « 1 » كشاكشهاى مذهبى در آذربايجان كسروى در بخش يكم تاريخ مشروطيّت از اختلافات مذهبى و جنگهاى شيعه و سنّى از دورهء صفويّه به بعد سخن مىگويد و مىنويسد : « اين دشمنىها در آذربايجان از همهجا بيشتر بود . » سپس مىگويد : ايرانيان شيعى مذهب « . . . اگر حساب كنيم بىگمان يك چهارم يكسال را به كارهاى كيشى به سر دادند ، سينه زدندى ، ناليدندى ، گريستندى ، زيارت عاشورا خواندندى ، به دعاى ندبه پرداختندى ، در پاى منبر نشسته ، گوش به فضايل اهل بيت دادندى ، پول گردآورده به زيارت رفتندى ، گذشته از اينها يك رشته كارهايى به نام ، تبرّى داشتندى ، هر سال نهم ربيع الاوّل را عيد گرفته و بازارها را بستندى و خرد و بزرگ به كارهاى بىخردانهيى برخاستندى ( ! ) ، به نوشتهء مجلسى و ديگران در آن سه روز به كسى گناه نوشته نشدى . . . نمايشهاى محرّمى تبريز كه من خود ديدهام ، از دسته بستن ، سر شكستن ، زنجير زدن ، سينه كوفتن ، حجله آراستن و عرب شدن و زينب گرديدن و مانند اينها ، خود داستان درازى است . . . در اينجا بيش از سه يك ( ثلث ) سال با اين كارها ، گذشته ، در نهم ربيع الاوّل ، گذشته از بديهاى ديگر . . . مردم يكديگر را خيسانيدندى . . . يكى كه از كوچه مىگذشت ، ديگرى از پشتبام يك ديگ آب به سر او ريختى يا از جلو با جام ، آب به رويش پاشيدى . . . طلبهها و مدرسهها را فرش گسترده ، به جشن و شادمانى
--> ( 1 ) . تلخيص از اسناد و نامههاى تاريخى ، ص 97 .