مرتضى راوندى
139
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
نپرداختند ، چهار تن از سران ارمنى را گردن زد ، بطورى كه از گزارشهاى « كيلاننتر » به اسقف اعظم « ميناس » برمىآيد ، ارامنهء ايران در سال 1723 ميلادى وضعى اسفناك داشتند : افغانها آنها را مورد ظلم و ستم و جور قرار مىدادند و از طرف ديگر اقليّت ارمنى مورد سوء ظن شديد ايرانيان بودند چه بنابر نوشتههاى كيلاننتر « ايرانيان مدّعى هستند كه ارامنه با كشانيدن روسيان به ايران و آوردن افغانان به اصفهان و گردآوردن 6 هزار تن سپاهى ارمنى كه ممكن است به روسيان بهپيوندند ، مىخواهند وضع سياسى ايران را تباه كنند و اين كشور را ويران سازند . پدر بزرگوار ! آن ارمنيان كه به دور هم گردآمدهاند اين كار را به نام شاه بزرگ امپراتور ( يعنى پطر كبير ) به انجام آوردهاند . اينك براى خاطر مسيح به انديشهء آنان باشيد . . . ما ملّتى بدبخت و بيچاره هستيم و به شما سرور و پشتيبان خويش ، پناه آوردهايم . . . » « 1 » قتل عام شيعيان در عهد افاغنه : « در 1219 يكى از قزلباشها ، بچه امردى را به خانه برده ، با رفقاى خود به عمل لواط مشغول شد ، طفل مذكور كه حنفى مذهب بود در نتيجه مستى از مرتكبين لواط به پدرش شكايت نمود ، و او نيز به شاه محمود متظلم شد . قاضى محمّد سعيد ، روز جمعه پدر ملوط را به مسجد پل خشنى بر سر منبر برده و دادخواهى كرد ، مير واعظ امام مسجد حكم قتل عام قزلباشهاى شيعه مذهب را صادر و مردم عوام به عنوان فريضهء دين به « چنداول » حمله نموده و خانههاى آنها را آتش زده هركس را يافتند كشتند . . . » « 2 » واكنش اقليّت : در تاريخ كرمان مىخوانيم « 3 » كه « در اثر تعصّب بىجاى مذهبى در عهد صفويّه و اهانت و قتل و تعذيب زردشتيان كرمان كه تا آن روز ، در كرمان اقليتى مهم بودهاند ، كار به جايى مىرسد كه زردشتيان دستهجمعى با افاغنه همدست شده و به آنان كمك مىكنند و نهتنها كرمان به دست افاغنه مىافتد ، بلكه حتى افرادى از زردشتيان به مقام سردارى سپاه افغان هم رسيدهاند و فتح فارس به توسّط يكى از اين افسران كه ظاهرا از نظر جلب تمايل افاغنه خود را « نصر اللّه » ناميده بود و اسما مسلمان شده بود ، صورت گرفت . . . » « 3 » پس از پايان حكومت صفويّه و استقرار حكومت افشاريّه تحميل عقايد مذهبى
--> ( 1 ) . سقوط اصفهان ، ترجمهء مهريار ، ص 144 به بعد . ( 2 ) . تاريخ سياسى افغانستان ، ص 76 . ( 3 ) . تاريخ كرمان ، مقدّمه ، ص بسط .