مرتضى راوندى
86
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
اوستايى يعين در دوران باستانى ، اين لغت « اورونت اسپه » تلفظ مىشد ، پس از قرنها در زبان پهلوى اندكى سادهتر شد و « اورهاسب » تلفظ گرديد و امروز به حكم ذوق سليم آن را بهصورت لهراسب درآوردهاند ؛ همچنين لغت زيبا و سادهء « هرمز » ( به معنى خدا ) در قديم ، اوستايى آن « اوهوره مزده » و در زبان پهلوى « اوهورمزد » و در زبان درى « اورمزد » تلفظ مىشد ولى ما امروز « هرمز » تلفظ مىكنيم . در قرون گذشته كه مردم در شرايط اجتماعى بردگى و يا فئوداليسم زندگى مىكردند ، مناسبات اقتصادى ، سياسى و فرهنگى بين مناطق مختلف به سهولت صورت نمىگرفت ، غالبا فارسىزبانان ايران از درك سخن هموطنان خود عاجز بودند ، زيرا هر منطقه لهجه و لغات و اصطلاحاتى مخصوص خود داشتند . « مقدسى در كتاب احسن التّقاسيم فى معرفة الاقاليم . معلومات لطيفى در ضمن توصيف اقليم خراسان و ماوراء النهر ذكر كرده ، از آن جمله گويد : « زبان نيشابوريان فصيح و مفهوم است ، جز اينكه اوايل كلمات را كسره مىدهند و « يايى » مىافزايند مثال « بيگو » و « بيشو » و نيز « سينى » بدون فايده در ( افعال ) زياد مىكنند ، مثل « بخردستى » و « بگفتستى » و بخفتستى و مانند اين ، و در زبان ايشان زخاوة و لجاجى است و زبان مردم طوس و نساء بهتر از ايشان است و در زبان مردم سيستان ( تكلف ) و خصومتى است كه از ته سينه برآورده و بلند مىكنند و زبان مردم « بست » به از ايشان است . . . و در زبان بخارائيان كه زبانى درى است ، رسائل دولتى نگاشته مىشود و قصهها بدان زبان به حضرت برداشته مىشود و اشتقاق او از « در » است ، يعنى زبانى كه در خانه بدان سخن گفته مىشود . آميزش زبانها مطلبى كه بايد در زبان و ادبيات هر كشورى مورد توجه قرار گيرد اين است كه در عالم ، هيچ زبانى وجود ندارد كه از آميختگى با السنهء ديگر بر كنار بماند ، زيرا به حكم احتياج و در نتيجهء آمد و رفتهاى سياسى و تجارت و بازرگانى و خواندن كتب و آثار و روايات ، ملتهاى گوناگون لغاتى از هم به عاريت مىگيرند . گاهى لغتهايى كه از همسايگان مىگيرند به همان معنى اصلى به كار مىبرند و گاهى معنا و مفهوم آن را بهكلى تغيير مىدهند ، مثلا اعراب لغت « چنگ » فارسى را گرفته و آن را تصحيف كرده و « شنج » ساختهاند . آميزش السنه و پذيرش لغات از ديگر زبانها ، برومندى كلام و وسعت فكر و توانايى گوينده را زياد مىكند ، چنان كه مىبينيم زبان درى از امتزاج با تازى نقصان نيافته و شعر فارسى از بركت آشنايى با زبان عرب كاملتر و عاليتر و لطيفتر شده است . از قرن چهارم