مرتضى راوندى

74

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

« احمد بن عبد الله خجستانى از امراى صفاريان به حكم تصادف « حنظله باد عيسى » را كه در دورهء طاهريان در نيشابور مىزيست ديده و شنيدن قطعه‌اى از آن شاعر ، در حال وى موثر افتاده و بر شهامت و جسارت او افزوده است ، به حدى كه با عزمى راسخ براى كسب مال و جاه قيام كرده و سرانجام در سايهء كوشش و تلاش از « خربندگى » به امارت و فرمانروايى رسيده است . قطعه‌يى كه موجب انقلاب و تحول فكرى اين مرد شده اين است : مهترى گر به كام شير دَر است * شو خطر كن ز كام شير بجوى با بزرگى و عزّ و نعمت و جاه * يا چو مردانت مرگ روياروى علاوه‌براين ، اشعار حماسى و منظومه‌هايى كه در وصف دلاوريهاى ملل سروده شده مانند شاهنامه فردوسى ، شاعر ايران دوست و مردم‌گراى ايرانى و ايليادهومر ، يعنى اشعار حماسى يونانى در جنگ « تروا » در تحريك احساسات استقلال‌طلبانه مردم ايران و يونان تاثيرى به‌سزا داشته است . نخستين شاعر پارسىگوى چنان كه قبلا اشاره كرديم ، محمد وصيف چون دريافت كه يعقوب ليث به زبان فارسى يعنى به زبان ملى و مادرى خود بيش از زبان تازى علاقه و دلبستگى دارد ، همين‌كه از فتوحات و پيروزيهاى او در افغانستان و كرمان و فارس آگاهى يافت ، شعرى دراز به اين مطلع در مدح او سرود : اى اميرى كه اميرانِ جهان خاص و عام * بنده و چاكر و مولاى و سگ‌بند و غلام همين شاعر پس از گرفتارى عمرو بن ليث صفارى به دست اسماعيل سامانى ( 287 هجرى ) قطعه‌يى سرود و وى را دلدارى داد : « 1 » كوشش بنده ، سبب از بخشش است * كار قضا بود و تو را عيب نيست بود و نبود از صفت ايزدست * بندهء درماندهء بيچاره كيست اول مخلوق چه باشد ، زوال * كار جهان اول و آخر يكيست قول خداوند به خوان قاستَقم « 1 » * مُعتقد شو و بَرِ آن بايست

--> ( 1 ) . استوار باش