مرتضى راوندى
70
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
فرستاد كه : بگويش كه چون بينى اكنون تنت * كه از سيخ تيز است پيراهنت بزرگمهر به جاى آنكه سر عجز و انكسار فرود آورد شجاعانه گفت : چنين داد پاسخ به مرد جوان * كه روزم به از روز نوشيروان بزرگمهر از اينكه « مردم نادان در نعمت ، و دانايان در ذلت » به سر مىبرند رنج مىبرد و شايد با بعضى از آراء و نظريات مزدكيان و مانويان موافق بود و به همين جهت از طرف خسرو به حبس و مرگ محكوم گرديد ، وى با ظلم و ستمگرى نظاميان بر تودهء مردم موافق نبود و از اينكه « سپاهيان بر ولايت ملك مهربان نباشند و بر مردم ولايت رحمت و شفقت ندارند و همه در آن كوشند كه كيسهء خويش پر كنند و غم ولايت نخورند و رعيت را نيكو ندارند » « 1 » رنج مىبرد و براى قوام و دوام مملكت انوشيروان مىگفت : « رضا نبايد داد كه لشگر را اين قدرت و تمكين باشد . « 2 » » وقتى از بزرگمهر مىپرسند چه چيز است كه كار مردم پارسا تباه كند ، در پاسخ مىگويد : « ستودن ستمكاران » براى آنكه خوانندگان با اوضاع اجتماعى و سير افكار و انديشهها در اواخر عهد ساسانيان آشنا شوند ، نظريات برزويه طبيب را در مقدمهء كليله و دمنه عينا مىآوريم : « . . . خلاف ميان اصحاب ملتها ، هرچه ظاهرتر ، بعضى به طريق ارث دست در شاخى ضعيف زده ، طايفهيى از جهت متابعت پادشاهان و بيم جان ، پاى بر ركنى لرزان نهاده و جماعتى از بهر حطام دنيا و رفعت منزلت ميان مردمان به پشتوان پوسيدهيى بسته و تكيه بر استخوان تودهيى كرده و اختلاف ميان ايشان در معرفت خالق و ابتدايى خلق و انتهاى كار بينهايت هرچه ظاهرتر بود و راى هريك بر اين مقرر كه من مصيبم و خصم من مبطل و مخطى « 3 » با اين فكرت در بيابان ترديد و حيرت يك چند بگشتم و در فراز و نشيب آن لخطى پوئيدم البته نه راه سوى مقصد بيرون توانستم برد و نه بر سمت راه حق دليلى نشان يافتم ، به ضرورت عزيمت مصمم گشت بر آنكه علماء هر صنف را ببينم و از اصول و فروع معتقد ايشان استكشافى كنم و بكوشم تا بينش صادق و دلپذير به دست آيد ، اين جهاد به جا آوردم و شرايط بحث اندر آن بر غايت رساندم و هر طايفه كه ديدم در ترجيح دين و تفضيل مذهب خويش سخن مىگفتند و گرد تقبيح ملت و نفى حجّت مخالفان مىگشتند به هيچ تأويل درپى ايشان نتوانستم رفتن و درد خويش را درمان نيافتم
--> ( 1 ) . خواجه نظام الملك : سياستنامه ، ص 202 . ( 2 ) . همان كتاب ، همان صفحه . ( 3 ) . من درست مىگويد و دشمن من راه خطا مىرود