مرتضى راوندى
71
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
و روشن شد كه بناى سخن ايشان بر هوى بود و هيچچيز نگشاد كه ضمير اهل خرد آن را قبول كردى » برزويه پس از اينگونه تفكرات گويد : رأى من بر عبادت قرار گرفت ، لكن « با خود گفتم اگر بر دين اسلاف بىايقان و تيقّن ثبات كنم ، همچون آن جادو باشم كه بر آن نابكارى مواظبت مىنمايد و به تبع سلف ، رستگارى طمع مىدارد ، و اگر ديگر بار در طلب ايستم عمر وفا نمىكند ، كه اجل نزديك است و اگر در حيرت روزگار گذارم فرصت فائت گردد و ناساخته رحلت بايد كرد . صواب آنست كه بر مواظبت و ملازمت اعمال خير كه زبدهء همه اديان است اقتصار نمايم . » « 1 » برزويه پس از مطالعه در اديان و مذاهب مختلف به اين نتيجه مىرسد كه پيروان اديان و مذاهب ، جملگى گرد عناد و تعصب مىگردند و پيشوايان هريك از اديان ، مذهب خود را حق و پيروان ديگر مذاهب را گمراه مىخوانند ازاينرو جنگ 72 ملت را محصول جهل و بىخبرى مىداند و بهترين راه رستگارى را « كار خير » تشخيص مىدهد . اين نتيجهگيرى عالى و ممتاز بىشك تنها محصول فكر و مطالعه شخص بروزيه نبود . بلكه بدون ترديد در عصر او عدهيى از مردم روشنبين كه با آثار و افكار متفكرين چينى و يونانى آشنايى داشتند با جهانبينى برزويه موافقت و همفكرى داشتند و گرنه در ايام قدرت موبدان زرتشتى وى جرات ابراز چنين نظرياتى را نداشت . علاوهبراين ، با مطالعهء كتاب دادستان مينوك ذى خرد و ارداى و يرافنامه و كتب مذهبى ديگر مىتوان بيشتر بهطرز فكر و عقايد مردم آزادانديش و روشنبين آن روزگار پىبرد ، اينك جملاتى چند از كتب مذكور را از كتاب تاريخ كريستن سن دانماركى ذيلا نقل مىكنيم : « فضيلت در معرفت است ، زيرا كه خرد و دانش ، منشاء صفات حسنه بشرند ، در ميان فضايل « احسان » حايز نخستين مرتبه است . با دشمنان كه با ما در حال مبارزه هستند ، بايد به عدالت رفتار كرد ، بايد مالى را كه از راه نيكو و كار شريف به چنگ آمده است به مستحقان انفاق كرد نيكى به حيوانات سودمند ، يكى از اصول باستانى مزديسناست ، ارداى ويراف ، در سفرى كه به جهنم كرد مردى را ديد كه همهء تن او دچار شكنجه است مگر پاى راست ، پرسيد ، گفتند اين مرد در مدت عمر هيچ كار نيكى نكرده مگر روزى كه با اين پاى راست دستهء گياه به نزد گاوورز افكند .
--> ( 1 ) . ايران در زمان ساسانيان ، پيشين ، ص 452 به بعد