مرتضى راوندى

508

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

دمنه . . . اقتباس شده است . . . جلال الدين زياد قرض مىكند ، اما كمتر مديون مىماند . . . مىتوان حكايتها را وارسى كرد تا دانست كه از سنائى ، عطار يا نظاير چه اخذ كرده ، شايد تعداد زيادى از داستانهاى مثنوى از مجموعه‌هاى معمولى حكايتها مانند جوامع الحكايات برداشته شده باشد ، بايد هنوز دامنه تحقيق ادامه يابد تا معلوم گردد كه سرچشمه اين منابع ادبى به‌طور قطع از كجاست . . . » « 1 » چنان كه اشاره كرديم ، يكى از مريدان خاص مولوى ، حسام الّدين چلبى ، است كه پس از تشخيص درجه علاقهء مريدان مولانا به منظومات عرفانى ، مراد خود را بر آن داشت كه منظومه‌يى مثنوى ، نظير منظومات شيخ عطّار و سنايى به رشتهء نظم درآورد . پس از آنكه دفتر اول مثنوى پايان يافت ، در اثر فوت زوجهء حسام الدّين چلبى دو سال اين كار متوقف گرديد ، در مطلع دفتر دوم مثنوى به اين معنى اشاره شده است : مدتى اين مثنوى تأخير شد * مُهلَتى بايست تا خون شير شد چون ضياءُ الحق حسامُ الدين عنان * بازگردانيد ز اوج آسمان چون به معراج حقايق رفته بود * بىبهارش غنچه‌ها نشكفته بود چون ز دريا سوى ساحل بازگشت * چنگ شعر مثنوى با ساز گشت مطلع تاريخ اين سودا و سود * سال هجرت ششصد و شصت و دو بود از نخستين اشعارى كه در مطلع دفتر سوم ، چهارم و پنجم مثنوى آمده است به‌خوبى مىتوان به درجهء تأثير و نفوذ معنوى حسام الدين چلبى در شور و ذوق مولانا پىبرد . از مولوى يك پسر به نام بهاء الدين احمد به يادگار ماند كه به سلطان ولد معروف است ، او پس از مرگ پدر رياست مريدان پدر را به‌عهده گرفت . از او نيز كتابى عرفانى به نام فيه‌مافيه باقى است . ملاى رومى مانند سنائى و شيخ عطار با شدت و قدرت تمام عليه رياكارى ، عوامفريبى و ظاهرپرستى و قياسهاى غلط و دور از منطق به مبارزه برخاست و براى آنكه پرده از روى توهمات بىاساس و قياسهاى بىمورد مردم بردارد حكايت بقال و طوطى را چنين استادانه به نظم كشيد . بود بقالى و او را طوطئى * خوش‌نوا و سبز و گويا طوطئى بر دُكان بودى نگهبانِ دكان * نكته گفتى با همه سوداگران . . . گربه‌يى برجست ناگه در دكان * بهر موشى طوطيك از بيم جان

--> ( 1 ) . همان كتاب ، از ص 50 به بعد .