مرتضى راوندى
465
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
تشوير « 1 » بذمّت خود مىپذيرم و تير ملامت و تعيير « 2 » در جانب خويش مىكشم و لكن همى شناسم كه تدبير سخرهء تقدير است و سگالش بسته مشيت ايزدى است . « 3 » بهاء الدّين منشى بهاء الدّين محمد بن مؤيد بغدادى ، منشى و دبير علاء الدين محمد تكش خوارزمشاه ، از نويسندگان بزرگ و نامى ايران و از منشيان زبردست قرن ششم هجرى است . آثار و منشآتى كه از وى به يادگار مانده ، نهتنها سرمشق نويسندگان و نامهنگاران زمان شمرده مىشود ، بلكه حاوى اطلاعات وسيع و سودمندى از شيوهء حكومت و سازمان سياسى و ادارى ايران در قرن ششم هجرى است . دوران حيات او مشخص نيست ، آنچه مسلم است تا پايان حيات سلطان تكش ( 596 هجرى ) و محتملا چندى بعد از آن زنده بوده است . نويسندگان بزرگى چون عوفى و سعد الدين و راوينى به مراتب بلاغت او اشاره كردهاند ، ولى متأسفانه در آثار گرانقدر او ، لغات و اصطلاحات ثقيل عربى و آثار تصنّع و فضلفروشى كاملا هويداست و اين را مىتوان بزرگترين عيب آثار او و پيروان اين مكتب شمرد . مجموعهء منشآت بهاء الدين در كتاب التوسّل الى الترسّل گرد آمده و مشتمل بر حوادث تاريخى و خصوصيات سياسى آن دوران است . استاد بهار ضمن انتقاد از روش نويسندگى او در استعمال لغات عربى مىنويسد : « بايد اعتراف كرد كه مقدمهء فساد نثر در اين دوره آغاز مىشود و بلاى عام و تطويلات و عبارات بىمغز از اين زمان بر سر نثر زيباى پارسى فرود مىآيد . چيزى كه هست هنوز نويسندگان چيزى از متقدمان در سينه دارند و يادبودى از گذشتگان بر لوح دل مىنگارند ، ازاينروست كه پختگى و سختگى عبارات و استعمال افعال حقيقى و مجازى ، هنوز پديدار مأمول « 4 » است ، ولى پيداست كه قرنى يا دو قرن ديگر ، دبيران با اين آيين دشخوار چه بلايى بر سر نثر پارسى خواهند آورد و چه بيدادى بر الفاظ و كلمات زبان مادرى خود خواهند راند ، خاصه كه تتبع ايشان منحصر به اين اسلوب بوده است و به مكتب فصيح قديم كمتر دسترس داشتهاند . » « 5 »
--> ( 1 ) . در پارسى به معنى شرم ، و تشوير خوردن بمعنى شرمسار شدن و تشوير دادن يا تشوير كردن به معنى سرزنش كردن و شرمسار نمودن . ( 2 ) . سرزنش كردن ، ملامت كردن . ( 3 ) . گنجينه سخن ، پيشين ، ص 172 به بعد . ( 4 ) . مورد تمايل ( 5 ) . محمد تقى بهار : سبكشناسى . چ 2 ، از ص 379 به بعد .