مرتضى راوندى

447

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

ندارد ز ما ، كَس مال بيش * همه راست قسميم در مال خويش شعاريم خود را همه همسران * نخنديم بر گريهء ديگران ز دزدان نداريم هرگز هراس * نه در شهر شحنه نه در كوى پاس به اين ترتيب مىبينم كه تصوير مدينه فاضله تنها كار افلاطون ، توماس مور و بيكن و ديگر صاحبنظران و سوسياليستهاى خيال‌پرداز غرب نيست ، بلكه نظامى نيز در قرن ششم هجرى در راه تصوير چنين جامعه‌يى رنج برده و افكار جالبى ابراز كرده است . در مدينه فاضله‌يى كه نظامى از آن سخن مىگويد ، افراد جامعه بايد پاك و پرهيزگار باشند و كسانى كه پاى خود را از دايرهء عدل و انصاف بيرون گذارند از مدينه طرد مىشوند . كسى گيرد از خلق با ما قرار * كه باشد چو ما پاك و پرهيزگار چو از سيرت ما دگرگون شود * ز پرگار ما زود بيرون شود لشكريان نيز نبايد از قدرت نظامى خود سوء استفاده كنند و به اموال مردم دست‌درازى نمايند : ز لشكر يكى دست بر زد فراخ * كز آن ميوهء برگشايد ز شاخ نچيده يكى ميوهء تر هنوز * ز خشكى تنش چون كمان گشت كوز سوارى دگر گوسفندى گرفت * تبش كرد وز آن كار پندى گرفت اگر گرگ بر ميش ما دم زند * هلاكش در آن حال برهم زند گر از كِشتِ ما كس برد خوشهء * رسد بر دلش تيرى از گوشه نظامى در قلمرو فرهنگ و دانش ، علم فقه و دانش طب و پزشكى را سرآمد علوم و معارف دوران خود مىداند : در ناف دو علم بوى طيب است * وان هردو فقيه يا طبيب است مىباش طبيب عيسوى هش * اما نه طبيب آدمى كش مىباش فقيه طاعت اندوز * اما نه فقيه حيلت‌آموز نظم ارچه به مرتبت بلند است * آن علم طلب كه سودمند است در شعر مپيچ و در فن او * چون اكذب اوست احسن او زين فن مَطلب بلند نامى * كان ختم شده است بر نظامى