مرتضى راوندى
431
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
مخالف آن . به عللىكه درخور مطالعه است ، روشنفكران ايرانى در دوران خلافت ، و از همان آغاز سلطه بيگانگان ، راسيوناليسم را به يكى از حربههاى مبارزه عليه ايدئولوژى دستگاه خلافت بدل كردند اين راسيوناليسم بهويژه به دو شكل بروز كرد : الف : در فقه و كلام بهصورت جريان « اصحاب راى » و معتزله و مبارزات قدريه و جبريه . ب : مستقلا بهصورت فلسفه ( اعم از مكاتب مختلف آن ) و منطق و علل عقلى - در همهء اين زمينهها ايرانيان از پيشاهنگان بودهاند . معتزله در دوران خلافت مامون و معتصم و واثق در يك سلسله مسائل كلامى مانند مساله رويت ، مساله مخلوق يا قديم بودن قرآن ، مسأله گناه كبيره و رابطهى آن باايمان ، مسئله رابطهء صفات ربوبيّه با ذاتش ، مساله مجبور يا مختار بودن انسان ، در قبال مشيّت الهى ، به بحثهاى منطقى پرداخته و تحت تأثير حكمت يونان و بحثهايى كه در بين فرق مسيحيت بود و به دنبال مشاجرات قدريّه و جبريّه ، اصحاب راى و اصحاب حديث ، پاى استدلال را به ميان كشيدند و قبول تعبدى از احكام را رد كردند . » ناصر خسرو در زمرهء اين گروه بود . مخالفان ناصر خسرو ، به مراتب فضل او مقر بودند ولى از طرز تفكّر و روش عقلى و استدلالى او بيم داشتند ، به همين مناسبت او دربارهء خودش مىگفت : مرا گويند « بددينست و فاضل » ، بهتر آن بودى * كه دينش پاك بودى و نبودى فضلِ چندانش و ناصر خسرو نيز در حق يكى از مخالفان مغرض و بىمايهء خود مىگويد : او همى گويد امروز مرا بددين * كه بهجز نام نداند ز مسلمانى ناصر خسرو سيماى اسماعيلى خود را در ديوان اشعار خود آشكار ساخته است . اسماعيليان معتقدند ، كه قرآن و شريعت را تفسير باطن ، يعنى تاويل بايد كرد و فقط خاندان على ( ع ) اند كه مىتوانند عهدهدار تأويل شوند و حديثى از پيغمبر ( ص ) نقل مىكنند كه فرموده است : من صاحب تنزيل و على صاحب تأويل است ؛ و به همين مناسبت اسماعيليّه ، اهل تأويل خوانده مىشوند ؛ فقهاى اهل سنّت ، تأويل اسماعيلى را قبول نداشتند . « ابن تيميّه » مىگويد : اينان تحريف كلمه از مواضع خود مىكنند و نام آن را تاويل مىنهند . » ناصر خسرو در تاويل صلوة مىگويد : معنى ظاهر صلوة « نماز » و پرستش خداست به جسد به اقبال ( يعنى روىكردن ) سوى قبله اجساد كه آن كعبه است ، خانه