مرتضى راوندى

432

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

خداى تعالى به مكّه - و تأويل باطن صلوة ، پرستش خداى است به نفس ناطقه به اقبال بر طلب علم كتاب و شريعت سوى قبلهء ارواح كه آن خانه خداست ، آن خانه كه خداى اندروست و اينكه عقل براى آدمى در امور كافى نيست و تعليم معلم يعنى « امام » لازم است . . . ناصر خسرو در موارد متعدد اشاره به اصل تعليم كرده است . بارِ مرد اندر درخت عقل ناپيدا بود * چون به تعليم آب يابد آنگهى پيدا شود نهان ، آشكارا كس نبيند * جز از تعليم حُرّى « 1 » ، نامدارى . . . » « 2 » « ناصر خسرو ، مانند ساير اسماعيليان ، بيشتر توجه به مذهب معتزله دارد . . . و در مساله جبر و اختيار مانند ساير فرق شيعه در بسيارى از مسائل معتقد به « امر بين الامرين » است . . . » به ميان قَدَر و جَبر ره راست بجوى * كه به نزد عقلا جبر و قدر درد و عناست « 3 » ناصر خسرو ، مذهب جبر را در موارد متعدد و با بيانهاى مختلف رد مىكند : اگر كار بودَست و رفته قلم * چرا خورد بايد به بيهوده غم وگر نايد از تو نه نيك و نه بد * روانيست بر تو نه مدح و نه ذم ناصر خسرو ، در ديوان خود به رد مذاهب و عقايدى ، كه مورد قبول او ، و عقل سليم نبوده نيز پرداخته است ، مثلا در بيت زير : گوئيد كه بَدها همه برخواست خُدايَست * جُز كفر نگوئيد چو اعداى خدائيد . . . گفتا كه اگر كسى به صد دوران * بودست ستمگرى و جبارى چون گفت كه لا إله الا اللّه * نايدش بر وى هيچ دشوارى * . . . اشاره است به عقيده برخى از « مرجئه » كه مىگفتند : كسى كه لا إله الا اللّهء و محمد رسول اللّه بگويد و حرام را حرام و حلال را حلال بداند ، به بهشت مىرود ، هر چند كه زنا و سرقت و قتل و شرب خمر كند . - ناصر خسرو با اين افكار و نظريات به‌كلى مخالف است و بر خلاف بسيارى از فلاسفه مادى ، عالم را قديم نمىداند و با صراحت مىگويد : عالم قديم نيست سوىِ دانا * مشنو محالِ دهرى شيدا را شايد مقصود او از دهرى و دهريان ابو العباس ايرانشهرى و محمد بن زكرياى

--> ( 1 ) . آزاده‌مردى ( 2 ) . دكتر مهدى محقق ، بيست گفتار در مباحث علمى و فلسفى ، ص 294 به بعد . ( 3 ) . رنج و زحمت