مرتضى راوندى
430
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
بهنظر اين نويسنده : « . . . از وقتىكه بشر پا به مرحله تعقل و تفكر گذارده است ، حكما و فلاسفه و انبياء و رسل و عرفا و متصوفه و علما ، همواره سعى كردهاند كه براى نوع بشر مقصد و مطلوبى بالاتر از هواى نفس و اغراض و اميال حيوانى كه خوردن و خفتن و شهوت راندن باشد تعيين كنند و اين ميل بشر به اينكه خود را از آنچه كه آفريده شده است بهتر كند ، شايد بهترين وجه امتياز او بر ساير حيوانات باشد . در تمام غرايز طبيعى ميان ما و حيوانات ديگر شباهت كامل موجود است ، راست است كه نطق و حافظه و تعقّل جزء خصايص انسان است ، ولى ساير حيوانات نيز به اختلاف مراتب ، درجهاى از تفاهم بهوسيلهء صوت و درجهاى از حافظه و درجهاى از قوّت تعقل و استدلال را دارا هستند . امام جعفر صادق ( ع ) گفت : « بهايم نيز تميز توانند كردن ، ميان آنكه ايشان را بزند و آنكه علف دهد ، ولى عاقل آن است كه تميز كند ميان دو خير ، و ميان دو شرّ ، تا از دو خير آن را كه بهتر است ، و از دو شر آن را كه كمضررتر است برگزيند . » مميز واقعى انسان از ساير حيوانات عبارت است از بهخاطر سپردن و ثبت كردن وقايع گذشته و فايده بردن از آنها در حوائج فعلى ، و سعى كردن در اينكه از مرتبهء حيوانى صرف ، بگذرد و خود را به واقع اشرف مخلوقات بسازد و خويشتن را به درجاتى برساند كه در وهم و تخيّل نگنجد ، راه تحصيل اين سعادت به عقيدهء من « مجتبى مينوى » همانست كه ساير كشورهاى مترقى رفتهاند . - يعنى حكمت و معرفت - يعنى اصلاح تدريجى و عاقلانهء جامعه بشرى از راه بحث و انتقاد صحيح و با كمال آزادى و مدارا و مروت ، و ادارهء كشور برحسب رأى و تقاضاى اكثريت مردم . » « 1 » بطور كلى بايد گفت كه دم ناصر خسرو از شاهان و اميران ، انتقاد او از بعضى فقهاى دنياپرست و مديحهء او از علم و عقل ، انكار او از نقش قضا و قدر بىباورى او به خرافات و ترديد او در دعاوى برخى از مذاهب ، علاقه او به عدالت و نفرت او از ستم و عشق او به زيبائيهاى طبيعت موجب مىشود كه ارثيه ادبى ناصر خسرو را ، جزء گنجينه بسيار والاى ادب انساندوستانه و مترقى پارسى قرار دهيم . جهانبينى ناصر ، ملهم از شيوه تعقلى ( راسيوناليسم ) عصر خود بود ، منظور از راسيوناليسم روش اصالت عقل است دلايل منطقى روش اصالت معرفت عقلى او ، رد كردن شيوهء تعبّد ، روش قبول عقل به مثابه افزار پىبردن به حقايق و رد كليهء دعاوى
--> ( 1 ) . جلال متينى : نمونههايى از نثر فصيح فارسى معاصر ، مقالهء « زندگانى بشرى » نوشته مجتبى مينوى ، از ص 228 تا 230 .