مرتضى راوندى
412
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
شيخ همينكه از فعاليتهاى عملى روزانه ، فراغتى مىيافت ، دست به كار نظم و نثر مىزد ، چنان كه مصيبتنامه و الهىنامه را در ضمن ادامه فعاليتهاى پزشكى به پايان رسانيده است . وى دشمن تزوير و ريا بود و خطاب به زاهدان ريايى و مدعيان دروغين صدق و صفا مىگويد : الا اى زاهدانِ دين ، دلى بيدار بنمائيد * همه مستيد و در مستى يكى هشيار بنمائيد زِ دعوى ، هيچ نگشايد اگر مرديد اندر دين * چنان كاندر درون هستيد در بازار بنمائيد من اين رندان مفلس را همه عاشق همىبينم * شما يك عاشق صادق چنين بيدار بنمائيد راجع به آثار عطار ، روايات تذكرهنويسان مبالغهآميز است و از چهل تا 190 كتاب به او نسبت دادهاند . با آنكه عطار را شاعر و گويندهاى « بسيارگوى » خواندهاند ، قسمت عمدهاى از آثار منسوب به او ظاهرا از آن شاعر ديگرى است به نام « عطار تونى » كه در قرن نهم هجرى قمرى مىزيسته و بعضى ديگر از آنها از شاعران ديگر است ، معهذا در انتساب آثار ذيل : الهىنامه ، اسرارنامه ، منطق الطّير يا مقامات طيور ، خسروناه ، مصيبتنامه ، جواهرنامه ، شرح القلب ، مختارنامه ، ديوان قصايد و غزليات و تذكرة الاوليا به او ، جاى ترديد نيست ، ولى دربارهء باقى آثار منسوب به او جاى بحث است . راجع به مذهب او كه سنى بوده يا شيعه ، گفتگو بسيار است ؛ آنچه مسلم است از هر گونه تعصب در امر مذهب اجتناب داشته . راجع به كشته شدن او به دست مغول ، صاحبنظران اظهار ترديد كردهاند ، مزار و آرامگاه عطار در شهر نيشابور ، نزديك مزار عمر خيام است . اين مقبرهء نيمه مخروبه ، در قرن نهم هجرى قمرى به دست امير عليشير نوايى تجديد بنا شده و در سالهاى اخير نيز تعميرات و تغييراتى در آن پديد آوردهاند . سال وفات او را بيشتر تذكرهنويسان سال 628 دانستهاند . نمونهيى از نثر او : در تذكرة الاوليا در شرح حال عبد اللّه مبارك چنين آمده است : « آن زيّن زمان ، آن ركن امان ، آن امام شريعت و طريقت ، آن ذو الجهادين به حقيقت ، آن امير قلم و بلارك « 1 » عبد اللّه مبارك رحمة اللّه عليه ، او را شهنشاه علما گفتهاند . در علم و شجاعت خود نظير نداشت و از محتشمان اصحاب طريقت بود و از محترمان ارباب شريعت ، و در فنون علوم احوالى پسنديده داشت و مشايخ بزرگ را ديده بود و با همه صحبت داشته و مقبول همه بود و او را تصانيف مشهور است و كرامات مذكور .
--> ( 1 ) . شمشير