مرتضى راوندى
411
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
است كه اسيران عقايد گوناگون در آن دست و پا مىزنند . » فريد الدّين عطار شيخ فريد الدين ، معروف به شيخ عطار ( 540 - 618 ه . ق ) نويسنده و شاعر نامدار قرن ششم و آغاز قرن هفتم هجرى است . در « كدكن » از آباديهاى قديم نيشابور متولد شد و بعد به نيشابور رفت ؛ پدرش ابو بكر ابراهيم نيز مثل خود او به شغل عطارى يعنى فروشندگى داروهاى طبى ، در آن دوران اشتغال داشت . فريد الدين با وجود اشتغال به اين حرفه ، ناگهان بر اثر انقلابى كه در احوال روحى و فكرى وى پديد آمد به عالم عرفان روى آورد و تا آنجا پيش رفت كه بعدها مولانا جلال الدين رومى در نظم مثنوى معنوى به مقام شامخ او اعتراف كرده است . دربارهء انتساب او به طريقهء كبرويه ، بعضى از صاحبنظران ترديد كردهاند ، بيشتر احتمال مىدهند كه در طى مدارج سلوك عرفانى ، اقتدا به معنويت شيخ ابو سعيد ابى الخير كرده است و اين معنى از تجليل و بزرگداشت او نسبت به شيخ بهخوبى برمىآيد . عطار قسمتى از عمر خود را چون سالكان طريقت در سفر گذرانيده و ضمن عبور از ماوراء النهر تا مكه با بسيارى از مشايخ ، نظير مجد الدين بغدادى ملاقات كرده و از ديدن ملل و نحل و افكار و عقايد گوناگون درسها آموخته و تجارب فراوان اندوخته است . عطار مردى پركار و فعال بود . وى ضمن معاينه و معالجه بيماران به نظم ديوان مفصل خود و تأليف كتاب پرارزش تذكرة الاولياء اشتغال داشت . اين كتاب شامل سرگذشت 96 تن از اولياء و مشايخ صوفيه با ذكر مناقب اخلاقى و نصايح و اندرزها و سخنان حكمتآميز آنان است و طرز نگارش كتاب طورى است كه خواننده را مجذوب تعاليم عرفا و ارباب تصوف مىكند . از مهمترين يادگارهاى منظوم اين شاعر ، الهىنامه ، اسرارنامه ، مصيبتنامه و منطق الطير است و كتاب گرانمايه تذكرة الاولياء يكى از بهترين آثار منثور قرن ششم هجرى است . عطار على رغم اكثر شعرا ، زبان به مدح كسى نگشوده است ، چنان كه خود گويد : به عمر خويش مدح كس نگفتم * دُرى از بهر دنيا من نسُفتم وى بر خلاف اكثر عرفا و متصوفه در زمرهء كسانيست كه خدمت به خلق را بزرگترين وظيفه انسانى خود شمرده و از انزوا و گوشهنشينى دورى گزيده است چنان كه در مثنوى خسرونامه مىگويد : به داروخانه پانصد شخص بودند * كه در هرروز ، نبضم مىنمودند