مرتضى راوندى

399

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

از نظم من برند بِهر خِطّهِ يادگار * از نثر من زنند بهر بقعه داستان هم كاتب بليغم هم شاعر فصيح * هم صاحب بيانم هم حاكم بنان قومى كه بسته‌اند ميان بر خلاف من * جويند نام خويش همى اندر آن ميان در اشعار زير ، وطواط از خصوصيات اخلاقى خود و از تألمات و تأثرات فراوان مادرش ، در غم هجران او ياد مىكند : صدرا به فَرّ تو كه نهِشتم به عمر خود * عرض كريم را بِهَوى در كف هَوان زانها ، نيم كه بَر دَرِ هركس كنم قرار * همچون سگان ز بهر يكى پاره استخوان گرمال نيست ، هست مرا فضل بىشمار * ور سيم نيست هست مرا علم بيكران بل فضل به مرا كه بسى دُرّ شاهوار * با علم به مرا كه بسى گنج شايگان خواهم شدن چو تير از اينجا سوى عراق * با قامتى ز بارِ عطاى تو چو كمان مسكين ضعيفه والدهء گُنده پيرِ من * برخود همى بپيچد از اين غم چو خيزران دارد سَرِ گِران ز دل و خاطرى سبك * دارد دِلى سبك زِ غم و اندُهى گران جانش رسيده در كف تيمار من بلب * كارش رسيده از غمِ تيمار من بجان چون تارِ ريسمان ، تن او شد نزار و من * بسته كجا شوم به يكى تار ريسمان پوشيده رفت خواهم از او ، كز گريستن * بر بندد اشك ديدهء او راه كاروان يا رب چگونه صبر كند در فراق من * آن طبع ناشكيبش و آن شخص ناتوان شبهاى تيره راز بسى گفت خواهد او * يا رب تو آن غريب مرا باز من رسان حالى شگفت ديده‌ام امروز من از او * و اللّه كه نيست هيچ خلاف اندرين ميان شد ناگهان ز عزم من آگاه وَز جَزَع * خاشاك شد دو گوهر تابانش ناگهان وطواط در حدود سال 480 ق . در بلخ متولد شد و به سال 573 درگذشت . اگر سال مرگ او مقرون به حقيقت باشد ، از عمرى دراز ( 93 سال ) برخوردار شده و در اين مدت آثارى گرانقدر از خود به يادگار گذاشته كه از آن جمله است : حدائق السّحر فى دقائق الشعر ، فرائد القلائد ، ديوان اشعار ، لغت فارسى منظوم موسوم به حمد و ثنا ، درر غرر ، مجموعه رسائل ، مطلوب كل طالب لامير المؤمنين على بن ابيطالب ، تحفهء الصديق الى الصديق من كلام ابى بكر صديق ، فصل الخطاب ،