مرتضى راوندى
389
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
به مرگ نزديك بود ، برست « 1 » ، بعد از آن قابوس خواجه ابو على را هرچه نيكوتر برداشت و از آنجا به رى رسيد و به وزارت شهنشاه علاء الدوله افتاد و آن خود معروف است ، اندر تاريخ ايام خواجه ابو على سينا . » « 2 » قاضى حميد الدّين بلخى از شعرا و نويسندگان عصر ملكشاه سلجوقى و معاصر انورى ابيوردى بوده و چندى به كار قضا و داورى مىپرداخته است ؛ وى از جمله بزرگترين نويسندگان قرن ششم به شمار مىرود ، و در ايجاد نثر مزين و مصنوع در ادبيات فارسى پيشوا و پيشرو ديگران بوده است . شاعران زمان وى ، از جمله انورى ابيوردى در مدح آثار و افكار او سخنها گفتهاند : هر سخن كان نيست قرآن يا حديث مصطفى * از « مقامات حميد الدين » شد اكنون تُرّهات « 3 » حميدى ، گاه شعر نيز مىسروده و اين اشعار آموزنده از اوست : مرد بايد كه باب مقصد خويش * مىگشايد به عقل و مىبندد رفتن بىمراد نستايد * گفتن با گَزاف نپسندد ابر باشد كه ياوه مىگريد * برق باشد كه خيره مىخندد وى به تقليد مقامات حريرى و مقامات بديع الزمان همدانى كتابى به نام « مقامات » اما به فارسى تأليف كرد ( 551 . ه ) كه به مقامات حميدى معروف است . مؤلف آن را به نثر مسجع و مصنوع نوشته است ، كه داراى بيست و چهار مقاله و خاتمه است و عوفى دربارهء سبك او مىگويد : « اگرچه در سخن مراعات جانب سجع كرده . . . لطافتى دارد به غايت » بنابر نقل ابن اثير ، در جريان حوادث سال 559 ه . بدرود حيات گفته است . علاوهبر مقامات حميدى آثار ديگرى از او به يادگار مانده است . اكنون نمونهيى از نثر شيوا و موزون او را مىآوريم : « مقاله يازدهم در عشق : حكايت كرد مرا دوستى ، كه در سفرهاى شاق « 4 » بر من شفيق بود و در حضرهاى عراق با من رفيق ؛ و به حكم آميزش تربت و آويزش غربت با من قرابتى داشت ، سبب نه نسبى ، و نسبتى داشت فضلى و ادبى ، نه عرفى و عصبى . . . گفت
--> ( 1 ) . نجات يافت ( 2 ) . نقل از چهار مقاله نظامى عروضى ، طبع استاد محمد قزوينى ، ص 76 - 80 ( به اختصار ) ( 3 ) . سخن بىارزش ( 4 ) . دشوار