مرتضى راوندى
353
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
گَر گَشتهء دبير ، فروخوانى * اين خطهاى خوب معمّا را ناصر خسرو معمانامه يا نامه « رمز » : از ديرباز ارسال نامهء رمز در دبيرخانه سلاطين و سياستمداران معمول بود تا اگر نامه بدست بيگانه يا دشمن افتد ، از درك مقصود ، عاجز باشد ، حدود هزار سال پيش ابو الفضل بيهقى از معمانامهء يا نامه محرمانه و مرموز سخن مىگويد : « . . . و سعدى را گفته آمد تا هماكنون معمانامه نويسد با قاصدى از آن خويش و يكى به اسكدار « 1 » كه آنچه پيش از اين نوشته شده بود باطل بوده است كه صلاح امروز جز اين نيست . « 2 » « سعدى در وقت به معمايى كه نهاده بود با خواجه احمد عبد الصمد اين حال به شرح باز نمود و بو سهل راه خوارزم فروگرفته بود . . . » « 3 » پس از توضيحى اجمالى در پيرامون بديههسراى ، لغز ، معما و لطيفهگويى به بحث خود در پيرامون مباحث ادبى و شعراى قرن پنجم و ششم هجرى ادامه مىدهيم . داستانسرائى در ايران داستانسرايى در ايران بعد از اسلام در حقيقت دنباله كار كسانى است كه قبل از اسلام به نوشتن و سرودن داستان دلبستگى داشتند ، رودكى ، كليله و دمنه را كه متضمن چند داستان بزرگست به شعر درآورد كه متاسفانه از اين كار ارزشمند اكنون اثرى نمىبينم و ابو المويد بلخى به نظم داستان يوسف و زليخا همت گماشت و بعد از او عنصرى وامق و عذرا را كه داستانى قديمى بود ، به نظم درآورد ، و ابو ريحان بيرونى نيز داستانى چند از فارسى به عربى درآورد ، ديگر از داستانسرايان عهد غزنوى شاعرى است به نام عيوقى كه منظومه او ارزش ادبى چندانى ندارد . در پايان نيمه اول قرن پنجم داستان ويس و رامين فخر الدين اسعد گرگانى از متن پهلوى به طرزى مطلوب و دلپسند به شعر پارسى درآمد ، مهارت و استادى شاعر سبب گرديد كه عدهيى از روش او تقليد و پيروى نمايند . ديگر از داستانسرايان بنام نظامى گنجوى است ، كه در منظومه خسروشيرين استادى خود را آشكار كرده است .
--> ( 1 ) . پياده و خريطه و كيسه پيكها كه نامهها را در آن گذارند ، فرهنگ معين ، ص 271 . ( 2 ) . تاريخ بيهقى ، به تصحيح دكتر على فياض ، ص 318 . ( 3 ) . تاريخ بيهقى ، پيشين ، ص 317 . و براى كسب اطلاعات بيشتر نگاه كنيد به لغتنامه دهخدا ، ص 756 .