مرتضى راوندى

342

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

را منبع عمدهء خود مىداند ولى از اين تاريخ اثرى در دست نيست ، ديگرى تاريخ خلفاى بنى عباس كه آقاى دارك حدس مىزند كه همان كتاب الاوراق صومى باشد ، چيزىكه مايهء تاسف است اين است كه در سراسر كتاب سياستنامه سيماى خواجه نظام الملك را پرده‌اى از تعصب و قشريگرى پوشانيده است كه نمىتوان از زير اين پرده ، حقايق دوران خواجه و حتى دورانهاى قبل از خواجه را به درستى تشخيص داد ، زيرا امكان دارد كه همين ، مايهء دخالتهاى ناروا در حكايات و نقل آنها شده باشد . تعصّب دينى در وجود خواجه نظام الملك به منتهى درجه مىرسد تا آنجا كه احترام خليفهء عباسى را نيز نگاه نمىدارد و داستان مجهولى راجع به معتصم خليفهء عباسى مىسازد كه هم از نظر تاريخى درست نيست و هم از نظر اخلاقى ، امتيازى براى خليفهء عباسى به حساب نمىآيد . » مانند داستان ميگسارى معتصم در محضر قاضى يحيى بن اكثم و نزديكى نامشروع وى با دختر بابك و دختر مازيار و دختر ملك روم . « . . . همانگونه كه مىبينيد پردهء تيره‌رنگ تعصّب كه در مقابل ديدگان خواجه قرار دارد مانع از اين شده است كه قبح اين داستان را دريابد و اين عمل را نكوهش كند . خواجه در هرمورد كه بتواند نسبت به رافضيان و خرمدينان و مزدكيان و خلاصه كسانىكه به قول او « سنى پاك دين » نيستند ، تعصّب به خرج مىدهد و به آنان اهانت روا مىدارد و از هيچ تهمتى نسبت به آنان دريغ نمىورزد ، حتى در هر مورد كه نام باطنيان و روافض و خرّمدينان به‌ميان مىآيد با لفظ « لعنهم الله » از آنان ياد مىكند . گاهى هم ، خودخواهيهايى از بطن كلام خواجه ظاهر مىشود كه انسان را نسبت به او بدبين مىسازد و اين نيست مگر از جهت همان حالتى كه در هر شخص صاحب منصب و نفوذ ايجاد مىگردد و چون كسى قدرت ايرادگيرى نسبت به او ندارد ، خود را برتر و بالاتر از همه مىپندارد و از وضعى كه بر خلاف ميلش ايجاد شده است ، انتقاد مىكند . » « 1 » سياست‌نامه از نظر لفظ كتاب سياست‌نامه را بايد از نظر لفظ يكى از كتب درجه اول نثر فارسى دانست ، نثر كتاب يكنواخت و يكدست است ، خواجه روان و پاكيزه مىنويسد ، مقصود خود را در لباس ساده ولى فخيم و برازنده عرضه مىكند و آن را با حكايتها و امثال و شواهد و آيات و احاديث مىآرايد و شايد بتوان گفت كه در سراسر اين كتاب واژه‌هاى دور از ذهن بيش از انگشتان دو دست نباشد . . . » « 2 »

--> ( 1 و 2 ) . محمد جواد شريعت : مجموعه سخنرانيهاى هفتمين كنگره تحقيقات ايرانى ، جلد دوم ، به كوشش محمد رسول دريا گشت ، انتشارات دانشگاه ملى ايران ، از ص 90 تا ص 95 . ( به اختصار )