مرتضى راوندى

336

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

نكردند و آنچه از آثار ، كه بدانها منسوب است ، محصول تلاش و تشويق وزراى ايران‌دوست آنها بود . چنان كه عميد الملك كندرى در سازمان ادارى كشور تغييراتى داد و ديوان و مكاتبات ادرى را كه در عصر محمود غزنوى به عربى مىنوشتند به فارسى برگردانيد ، و به سعى ملكشاه سلجوقى و نظام الملك ، زيج ملكشاهى و وضع تقويم جلالى كه اصحّ تقويمها به‌شمار مىرود صورت عمل و انجام پذيرفت . در زمينهء ادبيات ، دگرگونيهايى جزئى پديد آمد . به اين معنى كه اگر سابقا اشعار خراسانى سرمشق اهل شعر و ادب بود ، در نتيجهء ظهور شعرايى در عراق و آذربايجان سبك عراقى به‌وجود آمد ، چنان كه سبك خاقانى در خراسان رو به رشد گذاشت و عده‌يى از وى تبعيّت كردند ، و ملوك خانيّه در ماوراء النهر به حمايت از شعر و ادب برخاستند ، نزديكترين شعراى اين عصر به عهد سامانيان ، عمعق ، و رشيدى و سوزنى سمرقندى است ، در همين ايام يكى از ستارگان درخشان ادبيّات عرب ( ابو العلاى معرى ) در شام درخشيدن گرفت و انديشه‌ها و افكار بديع فلسفى و اجتماعى او به ايران و ديگر كشورهاى اسلامى راه يافت . « 1 » » و در تحول و انقلاب فكرى شعرا ، نويسندگان و فلاسفه ايران و ديگر ملل شرق نزديك مؤثر افتاد . سير تكاملى فرهنگ و ادبيات سلاجقه ، طايفه‌يى از تركان غز بودند كه پس از سقوط غزنويان در فاصلهء سالهاى 429 ه . ق تا اوايل قرن هشتم ه . ق در منطقه وسيعى از شرق نزديك كه شامل خراسان ، عراق ، كرمان ، شام و قسمتى از بلاد روم ( تركيه كنونى ) مىشد حكومت و فرمانراوايى كرده‌اند و پنچ شاخه از آنها به اسامى سلاجقه بزرگ ، سلاجقه عراق ، سلاجقه كرمان سلاجقه شام و سلاجقه روم شهرت يافتند ، كه جملگى كم‌وبيش از سلاجقه بزرگ كه قلمرو آنها از حلب تا كاشمر امتداد داشت تبعيّت مىكردند . پس از آنكه سلطان مسعود غزنوى به سال 431 ه . ق در ناحيهء « دندانقان » از سلاجقه شكست خورد ، دولت سلجوقى به‌تدريج اهميت اعتبار فراوان كسب كرد ، و به همّت طغرل بيك و بازماندگان او يعنى الب ارسلان و ملكشاه سلجوقى ، قلمرو آنان وسعت گرفت و در سايه تدبير خواجه نظام الملك حوزهء فرمانروايى آنان به حدود مملكت ساسانيان رسيد . در اين دوره نه‌تنها كليّه فئودالها و زورمندان محلى بلكه آخرين پادشاهان غزنوى و آل بويه در برابر آنان سر تسليم فرود آوردند و قسمتى از امپراتورى بيزانس ( روم ) يعنى شام و بخش مهمّى از آسياى صغير ضميمهء قلمرو آنان

--> ( 1 ) . ماخوذ از تتبعات بديع الزمان فروزانفر : مباحثى از تاريخ ادبيات ، پيشين ، ص 254 تا 258 . ( به اختصار ) .