مرتضى راوندى
337
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
گرديد ، سلاجقه براى حفظ موقعيّت سياسى خود ، بهرغم فاطميان مصر و بر خلاف سياست آل بويه ، چون در بين مردم پايگاهى نداشتند به تقويت دستگاه خلافت پرداختند در اين دوره چون زبان رسمى و ادارى ، زبان فارسى بود ، زبان و ادب ايران در قلمرو سلجوقيان از جمله در آسياى صغير نفوذ كرد و سلاطين و وزراى اين سلسله ، در تاسيس مدارس ، مساجد و خانقاهها سعى و اهتمام كردند يكى از شاهكارهاى سياسى و ادبى عصر سلاجقه كتاب سياستنامه خواجه نظام الملك است كه ظاهرا به دستور ملكشاه سلجوقى به رشتهء تحرير درآمده است . سياستنامه مولف كتاب سياستنامه و سير الملوك ، سيّد الوزراء خواجه نظام الملك است كه در يكى از قراء طوس ولادت يافته و از ذيحجّه 455 تا رمضان 485 هجرى قمرى كه بهدست يكى از مخالفان كشته شد همواره بار سنگين وزارت و كشوردارى را در دستگاه الب ارسلان و فرزندش سلطان ملكشاه سلجوقى برعهده داشته و به خوبى از عهدهء انجام اين شغل خطير برآمده است . ظاهرا ملكشاه در آخرين سالهاى سلطنت خود از خواجه و تنى چند از وزيران خواست كه كتابى دربارهء اصول سياست و بهترين شيوهء كشوردارى به رشتهء تحرير درآورند تا وى پس از مطالعه و مقايسه ، آن را كه از همه بهتر است دستور حيات سياسى و اجتماعى خود و بازماندگان سلسله سلجوقى قرار دهد . خواجه كه سرآمد سياستمداران آن عصر بود ، نظر سلطان را به كار بست و هنگامى كه با ملكشاه عازم بغداد بود . فصول سياستنامه را به محمّد مغربى نويسنده كتابهاى مخصوص سلطنتى سپرده ، تا آنها را پاكنويس و آماده تقديم به سلطان نمايد ، بهطورىكه از مندرجات كتاب برمىآيد ، مدتى بعد از وفات نظام الملك ، سياستنامه از هر جهت اصلاح و آماده انتشار شده است . با اينكه سياستنامه ، در سلاست و روانى انشاء مانند قابوسنامه و كتابى پرمطلب و گرانبهاست ، ولى چنان كه شادروان عباس اقبال متذكر شده است ، چون خواجه « چنان كه بايد احاطهء كامل به مسائل تاريخى نداشته و از تعصب مذهبى نيز خالى نبوده است هم اغلاط تاريخى فراوان در آن ديده مىشود و هم نسبت به اهل ساير ملل و نحل غير از اصحاب سنت و جماعت ، از قلم خواجه ، ناسزاها و تهمتهاى ناروايى جارى شده است . براى رفع اشتباه مىگوئيم كه چون غرض خواجه تاليف كتابى تاريخى نبوده و بيش از همه او به تقرير جنبهء عبرت ، و نمودن راه سياست توجه داشته ، و منشى بوده است نه