مرتضى راوندى

331

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

وضع فرهنگى و اجتماعى ايران در عهد سلاجقه نظرى به گذشته از آنچه گذشت چنين برمىآيد كه از اواسط قرن سوم هجرى ، در نتيجه مقتضيات اجتماعى و سياسى و تلاش مردم و وزرا و زمامداران و كوشش شعرا و نويسندگان خراسان و ماوراء النهر ، زبان و ادبيّات فارسى از لحاظ لفظى و معنوى پيشرفتى شايان حاصل كرده است . امرا و خاندانهاى بزرگ اين دوره به پيروى از روش سامانيان براى كسب شهرت و اعتبار ، از عده‌يى از فضلا و نويسندگان ، در دستگاه خود ، به خوبى پذيرايى مىكردند ، و اين سياست به رشد و توسعه زبان و ادبيات فارسى كمك فراوان كرد . علاوه‌براين ، بر اثر فتوحات غزنويان و سلاجقه به تدريج ، حوزهء نفوذ زبان و ادبيات فارسى از حدود ماوراء النهر تا سواحل مديترانه و از كناره‌هاى دجله تا سند و پنجاب گسترش يافت ؛ و به اين ترتيب غير از نواحى شرقى ، در مناطق ديگر ، چون عراق و آذربايجان ، بذر زبان و ادبيات فارسى افشانده شد و از اوايل قرن پنجم به‌وسيلهء علما و دانشمندانى چون ابوريحان بيرونى و ابن سينا ، كتب علمى به زبان فارسى به رشتهء تحرير درآمد ، و اين اقدام اهل علم ، خود عامل موثرى در گسترش زبان و ادبيات فارسى در بين اكثريت مردم گرديد . علاوه‌براين ، خداوندان عرفان و تصوف چون با تودهء مردم و طبقه متوسط اجتماع يعنى كسبه و پيشه‌وران سروكار داشتند ، ناگزير بودند كه تعاليم صوفيانهء خود را براى ارشاد خلق به زبان فارسى « درى » تقرير و بيان كنند . اين وقايع و جريانات سبب گرديد كه نه‌تنها مقامات رسمى و دولتى ، بلكه عامهء مردم نيز به ادب فارسى روى آورند و به اين ترتيب لهجهء شيرين درى كه از اواسط قرن سوم ، لهجه رسمى و ادبى شده بود ، به‌تدريج در ميان ، مردم نيز راه يافت و لغات و تركيبات متعددى از لهجه‌هاى محلّى وارد لهجه‌هاى درى گرديد . ناگفته نگذاريم كه در