مرتضى راوندى

318

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

فوايد تاريخى و ادبى با بعضى از نظريات انتقادى مولف كه نمايانگر وضع اجتماعى آن دورانست آشنا مىشويم : به‌نظر اين مولف ، مادام كه « عوّانان و غمّازان و بددينان ظالم » در امور دولتى و ديوانى مداخله نداشتند وضع عمومى مردم قابل تحمل بود ، و امراى وقت ، حقوق ديوانى را « به مساهلت و مسامحت » يعنى با روشى ارفاق‌آميز از رعيت مىگرفتند ، ولى امروز از راه ظلم و ستمگرى و بهانه‌جويى مردم را غارت مىكنند ، بطورىكه ، آنچه امروز از شهرى به ظلم و جور مىگيرند برابر است با آنچه كه سابقا از « اقليمى » به دست مىآوردند . اعتراض شديد به سرهنگان ستمگر : سپس مىنويسد : « سرهنگان نامسلمان به زخم چوب از مسلمانان زر مىستدند » و به نام تامين منافع ديوان ، خون مسلمانان مىريختند و مال آنان مىربودند ، و از اين پولهاى نامشروع خرابات و « خمرخانه‌ها » بنا مىكردند و بطور علنى و آشكارا به لواط و زنا و ساير مناهى دست مىزدند . از هرچيز ، ماليات خاصى به نام شاه و براى شاه اخذ مىكردند ، بعد مىنويسد : « . . . و هر سرهنگى ده‌جا قوّادخانه نهاده است ، در هر شهرى از شهرهاى عراق . . . زنان نشانده ، آن خورند كه در شرع حرام و آن كنند كه بيرون از دين اسلام بود ، پليد زبان باشند ، به هر سخن دشنامى بدهند . اول سخن دشنام و دوم چماق ، سوم زربده ، هرسه به ناواجب ، سپس مولف ضمن توصيف عوارض ظالمانه‌يى كه در نيمه دوم قرن ششم هجرى از پيشه‌وران مىگرفتند مىنويسد كه دبيران بدون مطالعه و رسيدگى دستور مىدادند ، صد دينار بقالان ، پانصد دينار بزازان بدهند ، اين اوامر به سرهنگان ابلاغ مىشد و آنان به زور چوب اين عوارض را از پيشه‌وران بينوا مىگرفتند ، همو مىنويسد كه نسبت به علما بىحرمتيها كردند و كتب علمى و اخبار و قرآن را با ترازو مىكشيدند و يك من به نيم دانگ مىفروختند ، و همانطور كه از جهودان جزيه مىگرفتند در مدارس از فضلا و اهل دانش زر مىخواستند » « 1 » سعدى نيز روش وقاحت‌آميز سرهنگان را در هفت قرن پيش مجسم كرده است : آن شنيدم كه صوفئى مىكوفت * زير نعلين خويش ميخى چند

--> ( 1 ) . ر . ك : راحة الصدور به اهتمام اقبال و مجتبى مينوى ، ص 30 به بعد .