مرتضى راوندى
299
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
نيست . همينقدر يادآور مىشويم كه شهاب الدين ياقوت حموى كه در سال 616 چندماه قبل از تسلط مغول به جرجانيّه ، در آن شهر بوده مىگويد : « هرگز شهرى به اين آبادى نديدهام ، آباديها به يكديگر متصل و دهات چسبيده به هم است و از كثرت خانه و قصرهايى كه بنا شده و انبوهى درخت ، كسى كه از ميان آنها مىگذرد ، گمان مىكند بازار است ، گمان نمىكنم در دنيا از جهت بزرگى و كثرت خير و توانگرى ، شهرى نظير خوارزم موجود باشد . » ( نقل به اختصار ) مراكز فرهنگى ايران قبل از حملهء چنگيز ارزش فرهنگى خوارزم و جرجانيّه قبل از حمله مغول « آتسز خوارزمشاه بعد از آنكه بر سلطان سنجر طغيان كرد براى رقابت با آن پادشاه شعر دوست دانشپرور ، شعرا را با دادن صلات ، تشويق كرد و فضلا را از اطراف به خوارزم خواست ، حتى موقعى كه سنجر از گورخان قراختائى شكست خورد و آتسز بر خراسان مستولى شد ، يعنى در 536 جمعى از فضلاى آن ديار مثل ابو الفضل كرمانى فقيه و عالم مشهور و ابو منصور عبّادى ( واعظ معروف ) و قاضى حسين بن محمد ارسابندى ( قاضى مرو ) و ابو محمد خرقى فيلسوف را با خود به خوارزم برد و پس از فوت طبيب معروف سيد اسمعيل جرجانى صاحب ذخيره خوارزمشاهى و كتب ديگر ، مامور مخصوصى به بغداد نزد ابو البركات هبة الدين على طبيب مشهور فرستاد و براى آنكه خطّه خوارزم از طبيب حاذقى خالى نباشد از او خواست كه يكى از شاگردان خود را به آن ديار بفرستد تا داروخانهء خوارزم را با جميع اوقاف آن تحت اختيار او بگذارد و مبلغى نيز جهت خرج سفر او به بغداد فرستاد . « 1 » شهر جرجانيّه ، در عهد آتسز و جانشينان او مركز اجتماع علما و ادباى نامى بود و از اين جهت با مروشاه جهان پايتخت سلطان سنجر رقابت مىورزيد و فضلاى بزرگ مثل امام علّامه جار اللّه زمخشرى ملقب به « فخر خوارزم » و امير رشيد الدين كاتب ، مشهور به وطواط ( وفات در 573 ) و بهاء الدين محمد بن مويد بغدادى شاعر و منشى معروف ، و امام شهاب الدّين ابو سعد بن عمر خيوقى ( مدرس و صاحب كتابخانهيى عظيم ) و شيخ نجم الدين كبرى و امام فخر الدين رازى در آن ايّام در آن شهر اقامت داشتند و باعث فروزندگى چراغ علم و ادب در جرجانيه بودند . » « 1 »
--> ( 1 ) . عباس اقبال آشتيانى : تاريخ مغول ، ص 42 به بعد . ( نقل به اختصار )