مرتضى راوندى
298
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
جهانگشا ، شرح جالب و مؤثّرى از نتايج حمله مغول به بخارا نوشته كه گزيدهيى از آن را نقل مىكنيم : « ائمه و معارف شهر بخارا به نزديك چنگيز خان رفتند و چنگيز در مسجد جامع راند بر بالاى منبر رفت ، چنگيز خان پرسيد كه سراى سلطانست ؟ گفتند خانه يزدانست . او از اسب فرود آمد و فرمود كه صحرا از علف خالى است ، اسبان را شكم پر كنيد ، از انبارها غله مىكشيدند و صناديق مصاحف ( يعنى جعبهها و صندوقهاى قرآنها و كتب ديگر ) را به ميان صحن مسجد مىآوردند و مصاحف را در دست و پاى مىانداختند و صندوقها را آخر اسبان ساختند ، مغولان ، ضمن ميگسارى ، خوانندگان و نوازندگان شهرى را براى سماع و رقص حاضر كردند و مغولان بر اصول غناى خويش آوازها بركشيده و ائمه و مشايخ و سادات و علما و مجتهدان عصر ، بر طويلهء آخر سالاران به محافظت ستوران قيام نموده و امتثال حكم آن قوم را التزام كرده . بعد از يك دو ساعت چنگيز خان بر عزيمت مراجعت با بارگاه برخاست و جماعتى كه آنجا بودند روان شدند و اوراق قرآن در ميان قاذورات « 1 » لگدكوب اقدام و قوايم « 2 » گشته ، در اين حالت امير امام جلال الدين كه مقدّم و مقتداى سادات ماوراء النهر بود و در زهد و ورع مشار اليه ، روى به امام عالم ركن الدين امامزاده آورد و گفت : مولانا چه حالتست ؟ « اينكه مىبينيم به بيداريست يا ربّ يا به خواب » ( مصراعى است از انورى ) - مولانا گفت خاموش باش ، باد بىنيازى خداوندست كه مىوزد ، سامان سخن گفتن نيست . ( ناگفته نماند كه امام ركن الدين امامزاده و پسر شجاع او بعد از آنكه تعرض مغول را به نواميس مردم ديدند ، تاب نياورده با ايشان به جنگ پرداختند و هردو در اين جهاد مقدس شهيد شدند ) . . . پس از محاربه و قتال ، آتش در محّلات انداختند و چون بناى خانهاى شهر تمامت از چوب بود ، بيشتر از شهر به چندروز سوخته شد ، مگر مسجد جامع و بعضى از سرايها كه عمارت آن خشت پخته بود . . . مردم بخارا متفرق گشته به ديهها رفتند ، يكى از مردم بخارا ، پس از واقعه ، گريخته بود و به خراسان آمده ، حال بخارا از او پرسيدند گفت : آمدند و كندند و سوختند و كشتند و بردند و رفتند ، جماعت زيركان كه اين تقرير « 3 » شنيدند اتفاق كردند كه در پارسى موجزتر « 4 » از اين سخن نتواند بود . » « 5 » همين بليّات و خسارات به سمرقند و ديگر بلاد معمور ماوراء النهر وارد آمد كه شرح جزئيات آنها در اين كتاب امكانپذير
--> ( 1 ) . پليديها ، نجاستها ( 2 ) . چارپايان ( 3 ) . بيان و صحبت ( 4 ) . مختصر ( 5 ) . جهانگشاى جوينى : ص 80 تا 83 ( نقل و تلخيص )