مرتضى راوندى
294
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
سفيهانه ، چنگيز ، عنان اختيار از كف نداد و از حمله خوددارى كرد و تنها به مطالبهء قدر خان كه عامل اين جريان خونبار بود ، و جبران خسارت قناعت ورزيد ، ليكن سلطان بىتدبير ايران بدون توجه به عاقبت كار ، بار ديگر فرستادگان چنگيز را كشت ؛ چنگيز پس از اين فاجعه با ساز و برگ فراوان ، در اواخر سال 616 هجرى به اترار يعنى همان محلى كه قافلهء بازرگانان چنگيزى را تاراج كرده بودند ، حمله برد . شمارهء سپاهيان چنگيز را در اين حمله شوم تاريخى از هشت صد هزار تا دويست هزار تن نوشتهاند ، ولى از آنجا كه بين سلطان محمد خوارزمشاه و سران سپاه او بجاى وحدت نظر و همآهنگى تفرقه و جدايى بود ، هيچگونه مقاومت مؤثر و متشكّلى در برابر مهاجمين مغول صورت نگرفت ، بلكه دستههاى متفرق سپاهيان ، هريك به جانبى گريختند ، درنتيجهء اين سياست رزمى ، قواى چنگيز به سرعت شهرهاى كنارهء جيحون را تسخير كردند و براى آنكه از حمله دشمن در امان باشند ، به قتل عام مردم و با خاك يكسان كردن شهرها نيز اقدام نمودند ، از جمله بلاد زيبايى كه به كلى ويران شد بخارا بود ، از يكى از گريختگان آن شهر عظيم ، كه به خراسان رسيده بود ، از كيفيت واقعه پرسيدند ، گفت : « آمدند و كندند و سوختند و كشتند و بردند و رفتند . » بعد از آن ، چنگيز در ابتداى سال 617 هجرى به سمرقند و خوارزم و ديگر بلاد آباد ماوراء النهر حمله كرد ، سلطان محمد بدون هيچ برنامه جنگى از شهرى به شهر ديگر مىگريخت و بالاخره در اواخر سال 617 به جزيره آبسكون رسيد و در آنجا به حالى زار درگذشت . در خلال اين احوال مغولان شهرهاى بزرگ و كوچك خوارزم ، ماوراء النهر و خراسان را يكى بعد از ديگرى قتل عام و ويران و غارت مىكردند و در اين جريان بعضى از بلاد مانند نيشابور را چنان با خاك يكسان كردند كه ديگر هيچ موجود زندهاى در آن وجود نداشت ؛ تنها فرد شجاع و مبارزى كه در برابر نيروى مهاجم مغول پاى مقاومت فشرد ، جلال الدّين منكبرنى بود كه سلطان محمد خوارزمشاه هنگام فوت ، او را به وليعهدى برگزيده بود ، او با قواى اندكى كه داشت به خراسان گريخت و در نزديكىهاى غزنين به گردآورى سپاه و مبارزه با مغولان پرداخت ولى متاسفانه ، اقوام گوناگون و غير متجانسى كه تحت فرماندهى جلال الدين بودند ، نمىتوانستند رشته وحدت را استوار نگه دارند . آخرين نبرد جلال الدّين : چنگيز ، چون از نيروى مقاومت جلال الدين آگهى يافت به تعقيب او همت گماشت و بالاخره در نزديكى سند ، ميان سپاهيان كثير مغول و نيروى ناچيز خوارزمشاه جنگى درگرفت و جلال الدين مردانه پايدارى كرد و چون موقعيت را دشوار