مرتضى راوندى

213

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

كس بود كه قوتهاى باطن وى مرده بود و خود خبر همى ندارد ، از فعلهاى قوتهاى باطن ، چنان كه كودكان كه ايشان را هنوز قوتهاى باطن به فعل تمام نيامده باشد . . . « 1 » » ديگر از آثار ابن سينا ، قصهء حىّ بن يقظان است كه از كتابهاى تمثيلى عرفانى اوست كه ايامى كه در قلعه « فرد جان » محبوس بوده ، به رشتهء تحرير درآورده است ؛ در آن كتاب شرح حال پيرى است از اهل « بيت المقدس » به نام « حىّ » فرزند « يقظان » ، مراد از اين « حى » روح انسانى و از يقظان « عقل فعال يعنى مدبّر كرهء مادون قمر است كه صوفى زاهد را در وصول به حق ، ياورى مىكند . زبان ملى ابن سينا « بايد به‌خاطر داشت وقتى ابن سينا مراحل مختلف تعليم را در قلمرو حكومت سامانيان مىگذراند بيش از صد سال بود كه زبان فارسى مراحل تحول و تكامل سريع و استوار خود را در خراسان و ماوراء النهر از يك زبان محلى كه در ناحيهء محصورى ميان بلخ و باميان و بخارا و ترمذ و مرو مورد استعمال محدودى داشت گذرانده و به مقام يك زبان ادبى و متين درآمده بود كه شعر رودكى و دقيقى و فردوسى و نثر شاهنامهء ابو منصورى و ترجمه‌هاى تفسير طبرى و هدايهء اخوينى و حدود العالم و سواد اعظم سمرقندى و رسالهء حساب طبرى بدين زبان ، ارزش زبان كامل قابل افاده و استفاده را در مجالهاى ادبى و دينى و طبى و جغرافيايى و تاريخى و كلامى و طبيعى و رياضى داده بودند . باوجود اين ، زبان درى هنوز براى تفسير و تعبير مفاهيم فلسفى و عرفانى مورد آزمايش قرار نگرفته بود ، كارى را كه فارابى و ابو العباس سرخسى در خارج و شهيد بلخى و ابو زيد در داخل ايران توفيق انجامش را نيافته بودند ، ابن سينا به انجام آن مبادرت ورزيد و براى اولين‌بار ، فلسفه را به زبان فارسى كتابى ساخت كه بايد آن را نخستين اثر جامع فلسفى به اين زبان در عالم شناخت . زبان عربى از سدهء دوم كه قالب لفظى نقل افكار و آثار فلسفى شده بود تا سدهء چهارم مراحل توفيق خود را براى تبيين و تفسير و تعبير مسائل فلسفى به كمال رسانيد ، چنان كه در سدهء چهارم زبان تصنيف و تأليف و شرح كتب اوائل شده بود . به كار بردن پياپى زبان عربى در موارد و جوامع مختلف ، توجه اهل علم و حكمت را از دانشمند و دانشجو و تلميذ و استاد بدان زبان چنان جلب كرده بود كه ابن سيناى فارسى نژاد فارسيگوى فارسى پرورده ، كه عمرى را در سرزمينهاى فارسىزبان و پهلوى زبان به سر برده بود ، غالب آثار معتبر و مبسوط خود را به همان زبانى نوشت كه مفهوم همه اهل علم و حكمت

--> ( 1 ) . نقل از دانشنامه علايى ، به تصحيح احمد خراسانى ، ص 128 به بعد .