مرتضى راوندى
208
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
من القضاء بالسوء . » « 1 » يكى از مزايا و خصوصيات تاريخ مسعودى يا تاريخ بيهقى ، توجهى است كه اين مورخ دقيق و نامدار به زوايا و جزئيات مسائل سياسى و اجتماعى عصر خود كرده و خواننده را پس از گذشت قريب هزار سال در جريان اوضاع عمومى كشور قرار داده است ، چنان كه خود گويد : « . . . من چون اين كار پيش گرفتم مىخواهم كه داد اين كار به تمامى بدهم و گرد زوايا و خبايا برگردم تا هيچ از احوال پوشيده نماند و اگر اين كتاب دراز شود و خوانندگان را از خواندن ملالت افزايد ، طمع دارم به فضل ايشان كه مرا از مبرمان « 2 » نشمرند كه هيچچيز نيست كه به خواندن نيرزد كه آخر هيچ حكايت از نكتهء كه به كار آيد خالى نباشد . « 3 » » نمونهيى از فعاليتها و دستهبنديهاى سياسى در عهد غزنويان چون امير محمد پس از مرگ سلطان محمود بر تخت سلطنت نشست ، فعاليتهاى سياسى براى بركنارى او و روى كار آمدن امير مسعود آغاز گرديد و در اين جريان « حرّه ختلى » كه زنى مدبّر و كاردان بود نقشى اساسى برعهده گرفت و سلطان مسعود را به وظايف خطيرى كه برعهده داشت آگاه ساخت . وى بوسيلهء نامههاى خصوصى كه به يارى چابكسواران و نامهرسانهاى تندرو براى مسعود مىفرستاد ، همواره او را در جريان وقايع قرار مىداد . اينك عبارت بيهقى : « . . . از خواجه طاهر دبير شنودم ، پس از آنكه امير مسعود از هراة به بلخ آمد و كارها يكرويه گشت ، گفت چون اين خبرها به سپاهيان برسيد ، امير مسعود چاشتگاه اين روز مرا بخواند و خالى كرد « 4 » و گفت پدرم گذشته شد و برادرم را به تخت ملك خواندند ، گفتم خداوند را بقا باد ، پس ملطفهء « 5 » خود به من انداخت گفت بخوان ، بازكردم خط عمّش بود ، « حره ختلى » نبشته بود كه خداوند ما ، سلطان محمود نماز ديگر روز پنجشنبه هفت روز مانده بود از ربيع الاخر گذشته شد « 6 » رحمة الله و روز بندگان پايان آمد ، و من با همه حرم به جملگى بر قلعت غزنين مىباشيم و پسفردا مرگ او را آشكار كنيم و نماز خفتن آن پادشاه را به باغ پيروزى دفن كردند و ما همه در حسرت ديدار او مانديم كه هفته بود تا كه نديده بوديم ، و كارها همه بر حاجب على
--> ( 1 ) . تاريخ بيهقى ، پيشين ( فروگرفتن على ) ص 60 و 61 ( به اختصار ) . ( 2 ) . گويندگان ملالتآور ( 3 ) . همان كتاب ، ص 11 ( 4 ) . خلوت كرد ( 5 ) . نامه كوچك ( 6 ) . فوت كرد